حسن ابراهيم حسن ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )
586
تاريخ الإسلام ( تاريخ سياسى اسلام ) ( فارسى )
حملات زيمسكيس وحشتى عجيب آورده بود و ترس و بيم همنام او شده بود . اما عقبنشينى روميان كه توان جنگ صحرا نداشتند اين وحشت را ببرد از آن پس برداس سقلاروس در مشرق امپراطورى بمخالفت پايتخت برخاست و چون توفيق نيافت ببغداد آمد و از خليفه كمك خواست و فرستادگان باسيل دوم امپراطور روم بتقاضاى تسليم وى ببغداد آمدند . بسال 384 كه فاطميان بحلب تاختند حمدانيان از باسيل دوم كمك خواستند و او كه با بلغارها بجنگ بود بهمدلى ايشان بخويشتن آهنگ مشرق كرد كه انطاكيه نيز در خطر محاصره فاطميان بود و حلب را از خطر رهانيد و حمص را بگشود اما چون در محاصره طرابلس توفيق نيافت بكشور خويش بازگشت كه جنگ بلغار را آماده شود و چيزى نگذشت كه سپاه روم بنزديك فاميه از مسلمانان شكست خورد . بار ديگر باسيل دوم بسال 390 بسوريه آمد و شيزر و حمص را بگرفت اما در مقابل ديوارهاى طرابلس بماند و ناچار بسال 392 بقسطنطنيه بازگشت . روابط فاطميان با روم شرقى عزيز فاطمى بسال 377 نيرويى از دريا بجنگ روم فرستاد اما كارى نساخت كه كشتيها آتش گرفت پس از آن فرستادگان روم بيامدند و هديه آوردند كه پيمان صلح ببندند و او به چند شرط پذيرفت كه مهمتر از همه تسليم اسيران مسلمان و دعاى خليفه فاطمى در جامع بزرگ قسطنطنيه به روز جمعه و تسليم مقدارى كالاى روم بود و مدت صلح هفت سال بود . از آن پس ديار شام كه در آن روزگار قلمرو فاطميان بود عرصه كشاكش ايشان و روميان شد . حاكم فاطمى كوشش بسيار كرد تا از پيشرفت روميان در شام جلوگيرى كند و دو جنگ كرد يكى دريائى به نزديكى طبريه و ديگر بخشگى به نزديكى فاميه كه در هر دو جنگ ظفر از خليفه فاطمى بود و امپراطور روم از پس دو شكست كس فرستاد و گفتگوى