حسن ابراهيم حسن ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )
551
تاريخ الإسلام ( تاريخ سياسى اسلام ) ( فارسى )
در ايران دعوت اسمعيليان با خلف بود . وى تنى چند از علما را با خويش داشت كه غياث الدين دعوتگر معروف از آن جمله بود كه در ايام احمد بن خلف نيابت دعوت اسمعيليان يا چنان كه در ايران ميگفتند ، خلفيان با او شد . دعوت اسمعيليان در ايران رنگ علم و فلسفه گرفت . از جمله بزرگان دعوت اين ناحيه ابو حاتم رازى بود كه بسال 322 بمرد . وى در بزرگان عصر خويش نفوذ بسيار داشت تا آنجا كه يوسف بن ابى الساج امير رى بتلقين وى ميخواست از اطاعت خليفه عباسى ببرد و بطاعت فاطميان رود ، اسفار پسر شيرويه امير قزوين و فرمانده سپاهش مرداويج زيار را نيز دوستدار مذهب اسمعيلى كرده بود . در مصر كار دعوت با حمله سپاه همراه بود فاطميان كه دل بفتح مصر داشتند پيوسته دعوتگران ميفرستادند تا مصريان را عقايد اسمعيلى آموزند . بدوران معز اسمعيليان در مصر فراوان شدند و وى بكافور كه ولايت مصر داشت و سران سپاه وى نامه فرستاد و آنها را به اطاعت خويش خواند . اما اختلاف قرمطيان بحرين دردسرها پديد آورد كه گروهى بسر رى ابو طاهر بو سعيد دل با فاطميان داشتند و گروهى ديگر كه پيروان احمد بو سعيد بودند و از فاطميان بريده بودند تقرب عباسيان ميجستند و بسال 358 كه فاطميان دمشق را گرفتند و خراجى را كه هر سال بقرمطيان بايد داد ندادند حسن عصم آهنگ شام كرد و دمشق را بگرفت و تا رمله و فرما پيش رفت و در عين شمس اردو زد در بهار 361 بر دروازه قاهره ميان قرمطيان و فاطميان پيكار شد كه شكست از قرمطيان بود و معز فاطمى كه همچنان در افريقيه بود جوهر را كه ولايت مصر داشت مدد داد تا اعصم را بدمشق راند اما وى آماده ميشد كه باز آهنگ مصر كند ، و چون خبر يافت كه ياران ابو طاهر شوريدهاند ناچار سوى احسا رفت . و چون بسال 362 معز بمصر رفت نامه به اعصم فرستاد و وى را تهديد كرد و او پاسخى مختصر داد كه از متن آن معلوم مىشود تهديد خليفه را وقعى ننهاده و پيكار