حسن ابراهيم حسن ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )

532

تاريخ الإسلام ( تاريخ سياسى اسلام ) ( فارسى )

كمى پس از آن غالب در يكى از جنگها كشته شد ، پس از مرگ وى ابو عامر از مردم ليون كه رقيب او غالب را تأييد كرده بودند به سختى انتقام گرفت و شهر زاموره را بگرفت و بسوخت و چهار هزار مسيحى را بكشت ، آنگاه بسوى ليون راند و هنگام جنگ كه شكست سپاه خود را نزديك ديد عمامه بسر نهاد و بجانب دشمن راند و سپاهيان از ديدن سردار خويش بهيجان آمدند و مردانه كوشيدند و دشمن را تا پاى قلعه براندند و چيزى نمانده بود كه شهر را بگيرند اما برفى سخت باريد و فتح شهر ميسر نشد و ابو عامر با غنائم فراوان بازگشت و لقب المنصور بالله گرفت . استانلى لينپول گويد : " ليون و ولايتهاى تابع آن مطيع ابو عامر شد و به قرطبه خراج داد زيرا شكست كاستيل و بارسلون و ناواروسن ژاكوب مكرر شد و ابو عامر ليون و پمپلونه و بارسلن و سن‌ژاكب را بگرفت و يك بار پادشاه ناوار را وادار كرد در مقابل او زانو بزند و تواضع كند زيرا دانسته بود كه يك زن مسلمان در ولايت ناوار در اسارت بسر ميبرد و پادشاه ناوار با عذرخواهى آزادى وى را تعهد كرد . " ابو عامر دانشور و دانش‌دوست بود و عالمان را احترام ميكرد . بدوران حاجبى وى در اندلس دانشوران و اديبان و شاعران بنام بودند كه از جمله صاعد بن حسن را نام ميبريم ، وى بسال 380 به اندلس رفت و ابو عامر مقدم وى را گرامى داشت كه در لغت و نحو و ادب و شعر و سيرت تبحر داشت و مردى ظريف و شيرين سخن بود و براى ابو - عامر كتابها تأليف كرد و هم براى مظفر پسر او كه از پس پدر حاجبى يافت قصائد غرا انشا كرد ، ابن عامر هر هفته بمجلس مينشست و دانشوران براى مناظره و بحث بحضور او ميشدند ، گويند وى بدست خود قرآنى نوشته بود كه هميشه آن را در سفرها و جنگها همراه ميبرد و بدان تبرك ميجست ، ابو مروان بن حيان كتابى بنام " المآثر العامريه " نوشته و جنگهاى ابو عامر را شرح داده كه شمار آن به پنجاه ميرسد . از جمله آثار ابو عامر شهر زهرا است كه بر ساحل رود وادى الكبير در مشرق قرطبه