حسن ابراهيم حسن ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )
522
تاريخ الإسلام ( تاريخ سياسى اسلام ) ( فارسى )
خطرناكتر از همه كسانى كه بر ضد خلافت سر برداشته بودند عمر بن حفصون بود كه نخست اسلام آورده بود ، سپس مسيحى شد و نام صموئيل گرفت و در ناحيه ويرا در ولايت غرناطه مردم كوهستانى را بشورانيد و چند بار سپاه عبد الله را كه بسركوبى وى رفته بود شكست داد و اين كشاكش بيست و چند سال دوام داشت و عاقبت عبد الله با وى از در صلح درآمد ، حاكم مرسيه كه مردى شاعر و ادبدوست بود مستقل شد ، مسيحيان شمال ، تولدو را بگرفتند ، ولايتهاى دور از دادن ماليات دريغ كردند و محصول خويش را بپايتخت نفرستادند ، در نتيجه خزانه خالى ماند و قيمتها گران شد و پيشوايان مذهبى مسلمان اين حوادث را نتيجه قهر خدا شمردند و پيشگوئىهاى شوم كردند . وضع اندلس چنين بود و ضعف دولت بنهايت رسيد ، فقط بعضى ولايات چون مرسيه و كاستلون كه حاكمان لايق داشت روى رونق و رفاه ميديد ابن حجاج حاكم اشبيليه ( سويل ) نيز قدرت و لياقتى داشت و نام وى بلند آوازه شد و پادشاهان هديهها براى او فرستادند و عالمان و فقيهان از هر سو به دو رو آوردند و نغمهگران و كنيزكان از بغداد آورد و شاعران رو بدربار وى كردند . گويند يكى از شعرا روزى بحضور وى از رقيبانش بد گفت و شعرى در مذمت ايشان بخواند و عبد الله گفت اگر پنداشتى من از اين سخنان سفله دلخوش ميشوم خطا كردهاى . عبد الله همه دوران خويش را بكشاكش با مشكلات سر كرد و بسال 300 هجرى در شصت و هشت سالگى بمرد ، دوران خلافتش بيست و چهار سال بود و چيزى نمانده بود در نتيجه ضعف تدبير وى دولت اموى اندلس انقراض يابد اما عبد الرحمن سوم معروف بناصر كه مردى باكفايت و لايق بود ، بموقع بخلافت رسيد و از سقوط حتمى امويان جلوگيرى كرد .