حسن ابراهيم حسن ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )
518
تاريخ الإسلام ( تاريخ سياسى اسلام ) ( فارسى )
فتنهها بود و قحط شد چنان كه مردم يكديگر را بخوردند و بسيار كس از و با بمرد و تاريخ ادريسيان نيز از اين آشوب مصون نماند تا آنجا كه ابن خلدون پيشواى مورخان افريقيه آغاز و انجام حكومت اميران ادريسى اين دوران را تعيين كردن نتوانسته است . يحياى چهارم 292 - 310 از پس قتل يحياى سوم يحياى چهارم امارت يافت ، وى معتبرترين اميران ادريسى بود و بعدل و نصفت مشهور بود . مردى فقيه و محدث بود . شجاعت و فصاحت و زهد و ورع با هم داشت و هيچيك از اميران ادريسى دورانى بآرامش او و قلمروى بوسعت او نداشتند . در اواخر قرن سوم كه نفوذ فاطميان در افريقيه بالا گرفت كار ادريسيان نيز سستى گرفت . بسال 300 سپاه مهدى فاطمى بفرماندهى مصالة بن عبوس بقلمرو يحيى تاخت و به نزديكى مكناسه ويرا بشكست و شهر فاس را محاصره كرد و يحيى بناچار از در صلح درآمد و مالى بداد و خلافت مهدى فاطمى را گردن نهاد و از جانب او ولايتدار فاس شد و خليفه فاطمى بقيه قلمرو وى را به موسى بن ابى العافيه سپرد كه در جنگ افريقيه از او دستيارى مؤثر ديده بود بدينسان نفوذ فاطميان بر ادريسيان مستقر شد و بسال 309 كه مصاله بفارس رفت موسى ويرا بر ضد يحياى چهارم تحريك كرد و او يحيى را بگرفت و اموالش را مصادره كرد و از آنديار تبعبد كرد و او سالى چند در ناحيه ريف پيش اقوام خويش بود و بار ديگر موسى وى را بحبس انداخت و از پس بيست سال آزاد كرد كه بتونس رفت و بسال 332 در شهر مهديه بمرد . حسن بن محمد 310 - 312 وقتى مصاله يحيى را بگرفت ريحان كتانى را ولايتدار فاس كرد اما ولايت او نپاييد و حسن بن محمد ادريسى بر او بشوريد و فاس را بگرفت و ريحان را بكشت و مردم اطاعت او كردند و نفوذش بر اطراف استقرار يافت و جنگ موسى بن ابى العافيه را آماده شد و بسال 312 در يكى از جنگها كشته شد و طومار ادريسيان پيچيده شد و موسى همه قلمرو ايشان را بگرفت و اطاعت فاطميان كرد .