حسن ابراهيم حسن ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )
515
تاريخ الإسلام ( تاريخ سياسى اسلام ) ( فارسى )
ابراهيم دوم و زيادة اللّه سوم 261 - 296 دوران ابراهيم دوم از همه اغلبيان درازتر بود . در ايام وى شهر رقاده بنا شد ( 263 ) و سيراكوز بدست مسلمانان افتاد ( 274 ) و هم در آن جنگ كه عباس بن طولون بافريقيه درانداخت مغلوب بازگشت . ابن عذارى تفصيل جنگ را نقل مىكند كه عباس طولونى كه جوياى نام بود بفكر افتاد از اطاعت پدر برون رود و افريقيه را بگشايد ، ياران وى ابراهيم دوم اغلبى را سخت ضعيف وانمودند و عباس نامه به دو نوشت كه خليفه بغداد فرمان افريقيه به من داده بايد فرمانبردار شوى و نام خليفه را بر منبر ياد كنى و به استقبال من آئى و به نيابت من امارت كنى آنگاه با سپاه راهى شد و تا شهر لبده رفت ، عامل شهر به پيشواز وى آمد و احترام كرد ، عباس مغرور شد و او را بگرفت و بگفت تا شهر را چپاول كنند و مردم را بكشند و زنان را باسارت گيرند ، مردم از الياس بن منصور پيشواى خارجيان اباضى كه به شهر نفوسه مقام داشت كمك خواستند و چون فرستاده عباس بنزد الياس رفت و او را باطاعت خواند الياس پاسخ داد : " به اين پسرك بگو اكنون تو از ديگر كفار به من نزديكترى و جهاد تو واجب است كه از اعمال قبيح تو چيزها شنيدهام " و دوازده هزار كس بجلوگيرى عباس فرستاد ، ابراهيم اغلبى نيز سپاهى فرستاد كه عباس را بشكستند و او سوى برقه فرارى شد . ابراهيم مردى عادل و دورانديش بود ، امنيت را مستقر كرد و اهل فساد را بكشت هر هفته دو روز در مسجد قيروان باستماع شكايتها مىنشست و داد مردم ميداد بنيكوكارى دلبسته بود هرچه داشت صدقه ميداد و همه املاك خويش را وقف كرد ، در سكهشناسى دقت نظرى عجيب داشت ، مرگ وى بسال 289 بود . از پس او عبد الله پسرش امارت يافت اما بيش از نه ماه نماند و بدست غلامان خويش كشته شد . گويند اين كار به تلقين زيادة الله پسرش انجام شد كه در حبس پدر