حسن ابراهيم حسن ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )
511
تاريخ الإسلام ( تاريخ سياسى اسلام ) ( فارسى )
بود و در اين مدت دراز ، مصر بجز مدتى كوتاه آرامش و رفاه نداشت از آن پس حوادث بزرگ بود كه مايه ضعف خلافت فاطمى شد . بدوران اول خلافت مستنصر نفوذ فاطميان بر شام و فلسطين و حجاز و سيسيل و شمال افريقا مستقر بود و نام خليفه فاطمى در همه ولايتها از اقيانوس اطلس تا بحر احمر بمنبر گفته ميشد و نيز يمن و حجاز و موصل و حتى بغداد در مدتى كوتاه زير نفوذ فاطميان بود ولى بتدريج نفوذشان سستى گرفت ، دولت زيريان و حماديان كه از سالها پيش در افريقيه پايه گرفته بود بتدريج قوت گرفت و بسال 443 ننفوذ فاطميان را در افريقيه بخطر افتاد تا سال 475 كه در آن ولايت اثرى از آن نماند . و هم در اين سال جزيره سيسيل كه از اواخر قرن سوم تابع نفوذ فاطميان بود از تصرف ايشان بدر رفت و بدست فرنگان افتاد . با وجود ضعف دولت و حوادث سخت ، در نيمه آخر دوران مستنصر مصر رفاه و امنى داشت ، ناصر خسرو كه بسال 439 بمصر رفته بود از ثروت و ابهت دربار فاطمى و رفاه مردم قاهره وصفى دقيق آورده است . اما اين رفاه نماند و قحط آمد و آب نيل كم شد و زراعت نقصان يافت و وبائى سخت كه طولانىترين وباى قرون وسطى بود و هشت سال دوام داشت ( 446 - 454 ) در همه نواحى اسلام از مصر تا سمرقند كشتارى عجيب كرد و قصههاى هولانگيز از آن بجا ماند . در اينجا سخن را درباره خلافت مستنصر بسر ميبريم كه دوران وى شصت سال دوام داشت و ما اين جلد از كتاب را خاص حوادث تا سال 448 كردهايم كه خلافت وى چهل سال پس از آن نيز بود بدينجهت دنباله سخن را در جلد چهارم خواهيم ديد انشاء الله .