حسن ابراهيم حسن ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )
496
تاريخ الإسلام ( تاريخ سياسى اسلام ) ( فارسى )
تا 324 پيوسته در كار حمله بمصر بودند به سختى مقاومت كرد و عاقبت صلحى در ميان آمد . كندى نقل مىكند كه بدوران ولايتدارى دوم اخشيد بر مصر كه بسال 324 بود با فاطميان جنگها شد كه در آنميانه گروهى از بزرگان مصر بسپاه افريقيه كه تا اسكندريه پيش رانده بود پيوستند و اخشيد سپاهى بزرگ فرستاد تا فاطميان را بشكست و ببازگشت وادار كرد . خليفه قائم فاطمى كه صولت و قدرت اخشيد را بديد از در ملايمت درآمد و به خط خويش نامهاى به دو فرستاد شايد از راه ملايمت كارى را كه با جنگ از پيش نبرده بود انجام دهد اما اخشيد روى وفاق نشان نداد و مناسبات وى با خلافت بغداد همچنان خوب بود تا بسال 328 كه محمد بن رائق خزرى كه از جانب خليفه فرمان ولايتدارى مصر داشت آهنگ آن ولايت كرد و اخشيد طغيان كرد و نام خليفه را از خطبه برداشت و نام خليفه فاطمى را افزود و در عريش ميان ابن رائق و اخشيد جنگى شد كه شكست از اين رائق بود و سوى رمله فرارى شد و با وجود آنكه عبيد الله طغج در جنگ كشته شده بود ، صلحى بنفع ابن رائق شد كه همه ولايت شام تا رمله از او باشد و اخشيد هر ساله يكصد و چهل هزار دينار به دو بپردازد . مورخان پنداشتهاند صلحى چنين از پس آن فيروزى كه اخشيد يافته بود دليل ضعف سياست اوست اما اخشيد اين صلح را از آنرو ميكرد كه از نيروى خلافت بغداد بيم داشت و از جانب خليفه فاطمى نيز هراسناك بود . مرگ ابن رائق كه دو سال بعد بود ولايت شام را بىجنگ بقلمرو اخشيد برد و مكه و مدينه نيز بحكومت وى پيوست و قدرت او بالا گرفت و بفكر افتاد كار جانشينى فرزند خويش انوجور را محكم كند . از آن پس در قلمرو اخشيد آشوبها شد . علويان مصر بر ضد او قيام كردند . حمدانيان بسال 332 قنسرين را از او بگرفتند و اخشيد بدفع ايشان بشام رفت و ابن سراج