السيد المرعشي
650
شرح إحقاق الحق
بر هر نقطه از نقاط دايرهء حامل وصفى از أوصاف وجود دايرهء كامل مى شود وما دام كه آن صفات به واسطهء آن نقاط برنيايد وجود دايره به ظهور نمى آيد وما دام كه نقطهء منتها منطبق بر نقطهء مبتداى دايره نگردد هرچند صفات دايره بواسطهء نقاط به ظهورآمده ذات دايرهء كامل نيست ، وآن منطبقه كه وجود دايره بدان كامل مى شود واو را نقطهء ختم گويند واو في الحقيقة جامع جميع صفات نقاط است زيرا كه نقاط به وجود أو اثر صفات خود ظاهر مى گردانند پس قبل از ظهور أو صفات نقاط اثر ندارد ودر مظهر أو اثر صفات ظاهر است ، پس أو جامع جميع نقاط است زير اثر به ظهور أو صفات نقاط مى گردد . چون اين مقدمه معلوم شد بايد دانست كه نقطه ختميه در دائره نبوت حضرت پيغمبر صلى الله عليه وآله وسلم ، واو جامع جميع صفات نقاط دايره است كه وجودات أنبياء ومرسلين است وبه وجود مبارك آن حضرت صفات جميع أنبياء اثر دارد وظاهر شد ، ودايره نبوت بوجود آن حضرت تمام گشت وآن حضرت را محمد نام بود ومعنى محمد مبالغه در ستوده شدن است زيرا كه چون آن حضرت جامع جميع صفات كمال باشد كه ايشان جامع جميع صفات كمال مخلوقاتند وجامعيت صفات كمال ، مقتضى آن است كه نشاء حمد كه آن اظهار صفات كمال است در مظهر أو بر وجه مبالغه واقع باشد ولهذا اسم مبارك آن حضرت هم محمد است . وچون وجود حضرت مهدي ( ع ) نقطه ختميه دايره امامت وولا يت است هر آينه أو جامع جميع صفات كمالات أئمة عظام خواهد بود بدين معنى أشارت فرموده كه اسم أو مطابق اسم من باشد ، كسى از اين سخن توهم نكند كه لازم مى آيد كه مهدى از أئمة أفضل باشد زيرا كه جامعيت أوصاف كمال لازم نيست كه موجب افضليت باشد بنا بر آنكه مى تواند بود كه هر يكى از أوصاف در افراد أئمة كمال واشتدادى داشته باشد كه در مظهر جامع آن اشتداد نداشته باشد .