حسن ابراهيم حسن ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )
90
تاريخ الإسلام ( تاريخ سياسى اسلام ) ( فارسى )
جابرانه پاره شود . ابو جهل كه در مخالفت بنى هاشم و بنى مطلب اصرارى بىاندازه داشت با او بمعارضه برخاست ولى مطعم بن عدى كه از بزرگان قريش بود و با خانواده نوفل بن عبد مناف انتساب داشت با زهير همسخن شد و برفت و پيمان نامه را پاره كرد . بدين گونه پيمان نقض شد و بنى هاشم و بنى مطلب پس از مدتها رنج و محنت به مكه بازگشتند . گويند كه مطعم بن عدى وقتى براى پاره كردن پيماننامه رفت ديد كه موريانه خطوط آن را خورده و فقط نام خدا بجاى مانده است وفات ابو طالب و خديجه محمد ص با جديتى تمام بنشر دعوت خويش ميپرداخت و كسان وى از مسلمان و كافر ، در عين حال كه بسبب پيروى او از مخالفان آزار فراوان ديده بودند در ياريش استوار بودند . بسال دهم هجرت ابو طالب كه بزرگترين پشتيبان و حامى محمد بود درگذشت . كمى بعد خديجه همسر محبوب و وفادار محمد از جهان رخت بست بدينسان محمد دو ياور و حامى بزرگ خود را از دست داد و از آن پس زندگى او در مكه بىخطر نبود . به گفتهء ابو الفداء پس از مرگ ابو طالب و خديجه مصيبتها از هر سو به پيغمبر روى آورد و مخالفان در كار آزارش نيرو گرفتند . مخصوصا ابو لهب بن عبد المطلب و حكم بن عاص و عقبة بن - ابى معيط كه همسايگان محمد بودند در آزار او سخت اصرار داشتند و بهنگام نماز كثافت به خانه او ميانداختند سفر طايف وقتى كار بر محمد ص سخت شد بسوى طايف مسافرت كرد و مردم ثقيف را كه در آنجا سكونت داشتند باسلام دعوت كرد اما ثقفيان سخنش را نپذيرفتند و دعوتشرا با استهزا تلقى كردند . بيخردان قوم بر او بانك زدند و سخنان ناروا گفتند چندانكه مردم بر او جمع شدند و براى فرار از آنها ناچار بباغى پناه برد ، از اينرو بسوى مكه برگشت اما نميتوانست وارد شود زيرا