حسن ابراهيم حسن ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )
85
تاريخ الإسلام ( تاريخ سياسى اسلام ) ( فارسى )
بعلاوه شام و حيره و يمن بازار تجارت قريش بود و قرشيان با مردم آن روابط نزديك داشتند و اگر مسلمانان بدانجا پناه ميبردند قرشيان از مردم آن سرزمين خواهش مىكردند آنها را پس بفرستند چنان كه پس از مهاجرت حبشه در صدد برآمدند كه مسلمانان را به مكه برگردانند اما نجاشى تقاضايشانرا نپذيرفت . مهاجران حبشه پيغمبر به پيروان خود دستور داد به حبشه مهاجرت كنند زيرا نجاشى پادشاه حبشه در آن روزگار بعدل و ملايمت معروف بود . در آغاز كار ده تن از مسلمانان با چهار زن به سوى حبشه رفتند . بتدريج عدهء آنها فزونى گرفت تا بهشتاد و سه نفر مرد و هفده زن رسيد كه همگى قرشى بودند . عثمان بن عفان و همسرش رقيه دختر پيغمبر و زبير بن عوام و عبد الرحمن بن - عوف و جعفر بن ابيطالب و همسرش اسماء دختر عميس و عمرو بن سعيد بن عاص و برادرش خالد در رديف مهاجران بودند . نجاشى مهاجران را گرامى داشت و پناهشان داد كه در پناه او بفراغت روزگار ميگذرانيدند . مردم قريش در تعقيب مهاجران وقتى مردم قريش متوجه شدند كه مسلمانان در حبشه با فراغت و اطمينان زندگى ميكنند سخت نگران شدند زيرا بيم آن بود كه مسلمانان پس از مدتى با مال و نيروى كافى از حبشه بكمك همكيشان خود بشتابند بعلاوه آرامش و فراغتى كه آن گروه در حبشه داشتند ساير مسلمانان را تحريك ميكرد كه بار سفر ببندند و راه حبشه را پيش گيرند از اينرو قرشيان در صدد برآمدند دو تن را بنزد نجاشى بفرستند و از او تقاضا كنند كه مسلمانان را از كشور خويش بيرون كند . براى اينمنظور عبد الله بن ابى ربيعه و عمرو بن عاص را به حبشه فرستادند . چنان كه گفتهاند ، معاويه بن ابو سفيان و مغيرة بن شعبه نيز در اينسفر با فرستادگان قريش همراه بودند .