حسن ابراهيم حسن ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )

84

تاريخ الإسلام ( تاريخ سياسى اسلام ) ( فارسى )

قصيده‌اى سرود و در آنجا بصراحت گفت كه هرگز دست از حمايت محمد نميكشد و جان خود را در راه دفاع از او فدا مىكند از اينرو مردم قريش بآزار مسلمانان ناتوان پرداختند شايد بدينوسيله كارى از پيش ببرند . " مهاجرت مسلمانان به حبشه وقتى محمد ديد كه يارانش از مخالفان آزار مىبينند بدانها گفت : به حبشه مهاجرت كنيد زيرا آنجا پادشاهى هست كه بهيچكس ستم نميكند . حبشه سرزمين راستى است آنجا بمانيد تا خدا براى شما راه نجاتى از اين وضع ناگوار پديدار كند . محمد به پيروان خود نگفت به ديگر نقاط عربستان مهاجرت كنند زيرا پيش از آن عربهائيرا كه به حج مىآمدند بدين حق دعوت كرده بود و آنها براى خوش‌آمد قريش يا بسبب دلبستگى بدين پدران خود از قبول دعوتش سر باز ميزدند . مهاجرت به مناطقى كه يهودان با مسيحيان در آن اقامت داشتند مانند يثرب و نجران و امثال آن مناسب نبود زيرا در آن روزگار يهودان و مسيحيان با يكديگر بر سر نفوذ معنوى در عربستان مبارزه ميكردند . مسلم بود كه اين دو رقيب ، نميتوانستند رقيب سومى را در مقابل خود به‌بينند . دين نو از ميان عربها پديد آمده بود و يهودان و مسيحيان عربها را خوار و حقير ميشمردند . ميگفتند : ما با مردميكه از دانش بىبهره‌اند كارى نداريم . يمن نيز كه يكى از مناطق آباد عربستان بود در آن روزگار زير نفوذ ايران بود و مهاجرت بدانجا فايدهء نداشت زيرا پيروان دين نو در آن سرزمين حامى و پناهگاهى نمىيافتند . مرور ايام دورانديشى و دقت نظر محمد را ثابت كرد زيرا وقتى محمد به خسرو نامه نوشت خسرو به باذان كه از جانب ايران فرماندار يمن بود فرمان داد كه دو كس را به سوى اين مرد حجازى فرست تا او را پيش من آرند . حيره نيز زير نفوذ ايران بود به علاوه با مكه فاصله بسيار داشت . شام نيز از مكه دور بود بعلاوه حيره و شام وضع آرام و مطمئنى نداشت .