حسن ابراهيم حسن ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )

74

تاريخ الإسلام ( تاريخ سياسى اسلام ) ( فارسى )

آنجا بسوى خانه خود برگشت و گفت مرا بپوشانيد ، پس از آن اين آيات نازل شد : يا أَيُّهَا الْمُدَّثِّرُ . قُمْ فَأَنْذِرْ . وَ رَبَّكَ فَكَبِّرْ . وَ ثِيابَكَ فَطَهِّرْ . وَ الرُّجْزَ فَاهْجُرْ . وَ لا تَمْنُنْ تَسْتَكْثِرُ . وَ لِرَبِّكَ فَاصْبِرْ . يعنى اى جامه بسر كشيده ! برخيز و مردم را از عذاب خدا بترسان و خداى خود را تكبير گوى و جامهء خويش را پاكيزه كن و از گناه دورى كن و منت مگذار و زياده طلب مباش . و اين آغاز رسالت محمد ص و اولين فرمانى بود كه از جانب خدا بسوى او آمد . دعوت افراد در آغاز كار نزديكان محمد ص خديجه و على بن ابيطالب بدين اسلام گرويدند . در آن هنگام على در خانهء محمد ص بود زيرا ابو طالب پدرش عيال بسيار داشت و ثروتش كم بود بدينجهت برادرش عباس كفالت جعفر را به عهده گرفت و محمد ص سرپرستى على ع را عهده‌دار شد و او را بخانهء خود برد . بعد از آنها زيد بن حارثه كلبى اسلام آورد ، زيد غلامى بود كه خديجه او را خريده بود و بمحمد ص بخشيده بود محمد او را آزاد كرد و پسر خويش ناميد و او را زيد بن محمد ميناميدند تا اين آيه نازل شد : ادْعُوهُمْ لِآبائِهِمْ هُوَ أَقْسَطُ عِنْدَ اللَّهِ فَإِنْ لَمْ تَعْلَمُوا آباءَهُمْ فَإِخْوانُكُمْ فِي الدِّينِ وَ مَوالِيكُمْ . يعنى پسر خواندگانرا بنام پدرشان بخوانيد اين كار در نظر خدا بهتر است و اگر نام پدرانشان را نمىدانيد ( آنها ) برادران دينى و موالى شما هستند . بدين جهت بعد از آن زيد را زيد بن حارثه ميناميدند . ولى اسلام در ميان نزديكان محمد محصور نماند و بمردان قريش سرايت كرد ، از جمله ابو بكر كه مردى ثروتمند بود و از انساب قريش به خوبى اطلاع داشت اسلام آورد و به سبب اسلام او بعضى كسان ديگر بدين اسلام گرويدند . يكى از اينان عثمان بن عفان بود كه در