حسن ابراهيم حسن ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )
53
تاريخ الإسلام ( تاريخ سياسى اسلام ) ( فارسى )
آن همه افراد قريش متعهد بودند كه نگذارند در منطقه حرم كسى به ديگرى ستم كند و مظلوم را بر ضد ظالم كمك كنند و در اين جهت ميان قرشيان و مردم ديگر تفاوت نگذارند . عبد المطلب احترام و نفوذ قريش در ميان قبايل ، روز افزون بود تا نوبت رياست قريش بعبد المطلب رسيد . در زمان وى چاه زمزم دوباره حفر شد و هم در زمان او ابرهه كه از جانب حبشه فرماندار يمن بود در صدد برآمد كعبه را ويران كند و براى اين منظور با سپاهى فراوان بسوى مكه هجوم برد ولى به مقصود نرسيد و سپاهش تلف شد و خانه خدا سالم ماند و شهرت و اهميت آن در نواحى عربستان بيشتر شد و قبايل دوردست به قصد زيارت آن بار سفر بستند . ابرهه و هجوم به مكه داستان هجوم ابرهه چنان بود كه او ميخواست در صنعا پايتخت يمن معبدى بسازد و مردم را به زيارت آن وادار كند تا از زيارت كعبه چشم بپوشند . براى اين منظور از قيصر روم كمك خواست قيصر گروهى از صنعتگران را براى بناى معبد بيمن فرستاد همين كه كار بنا بپايان رسيد ابرهه نامهاى بنجاشى نوشت كه در نظر دارد حاجيان عرب را به سوى معبد يمن متوجه سازد و تجارت قريش را به صنعا منتقل كند . مردم عرب و مخصوصا قبايل نزديك كعبه و مكه سخت خشمگين شدند و يكى از مردم بنى مالك بن كنانه بسوى يمن رفت و به معبد صنعا درآمد و شبانگاه اثاث آن را بهمريخت و ديوار معبد را بكثافت آلود و فرار كرد . ابرهه خشمگين شد و قسم ياد كرد كه كعبه را ويران كند . براى اين منظور سپاهى از حبشيان فراهم كرد و فيلى در پيشاپيش آن جاى داد و بسوى كعبه روى آورد و نزديك مكه در جايى كه مغمس نام دارد و تا مكه دو ميل فاصله است اردو زد .