حسن ابراهيم حسن ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )

48

تاريخ الإسلام ( تاريخ سياسى اسلام ) ( فارسى )

سرزمين حجاز سرزمين حجاز از روزگار قديم داراى استقلال بود يعنى زير نفوذ ديگران درنيامده بود و قبايلى كه در آنجا ميزيستند در كار خود مختار و آزاد بودند و جهانگيران قديم نميتوانستند تسلط خود را بر اين ناحيه مستقر كنند استقلال و اختيارى كه مردم حجاز در طول تاريخ در كار و زندگى خود داشتند صفات مخصوصى چون شجاعت و شرافت و علو نسب در آنها پديد آورده بود كه هنوز هم ضرب المثل است زبان آنها نيز خالص و بىآلايش مانده بود و با زبان‌هاى ديگر نياميخته بود . مكه مردم عربستان در روزگار جاهليت داراى يك عقيده مشترك بودند و مكه مركز دينى آنها بشمار ميرفت . مكه دهكده‌ايست كه در حدود نيمه قرن پنجم ميلادى پديد آمده است ، اين دهكده در دره‌اى تنگ و طولانى و خشك در نزديكى چشمه‌اى قرار گرفته و از جده كه يكى از معروفترين بندرهاى بحر احمر است چهل و پنج ميل فاصله دارد . جرهم اولين طايفه‌اى كه در مكه سكونت گرفتند عمالقه بودند پس از آنها طايفه جرهم كه از يمن مهاجرت كرده بودند در مكه مقيم شدند . در روزگار اقامت آنها اسماعيل و مادرش به مكه آمدند . اسماعيل با طايفه جرهم وصلت كرد و همين كه بمرد پسرش عهده‌دار امور كعبه شد . پس از او كسانى از طايفه جرهم بتوليت كعبه رسيدند و اينوضع چنان كه سديلو ميگويد تا سال 207 ميلادى دوام داشت . چون دوره توليت جرهميان بدراز كشيد و قدرت و شوكتشان فزونى گرفت از راه عدل و انصاف انحراف جستند و ستمگرى پيشه كردند ، اموال كعبه را حلال شمردند در آن تصرفات ناروا ميكردند و خون كسانى را كه به مكه مىآمدند ميريختند .