حسن ابراهيم حسن ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )
45
تاريخ الإسلام ( تاريخ سياسى اسلام ) ( فارسى )
دولت روم بود . وقتى طايفهء ازد از يمن مهاجرت كرد ضجاعمه سست و زبون شده بودند ، طايفه ازد بر آنها تسلط يافت و سرزمينشان را اشغال كرد . اين طايفه را بعدها ازدغسان ناميدند و امارت غسان بوسيله آنها بنياد گرفت . غسانيان در اين سرزمين حكومت و امارت داشتند تا اسلام ظهور كرد و جنگ يرموك پيش آمد ( 13 هجرى ) غسانيان در نتيجه مجاورت روم با اصول تمدن آشنا بودند و در سرزمين خويش براى جلوگيرى از هجوم ناگهانى دشمنان قلعههاى جنگى ساخته بودند . بناهاى خويش را با سنگ سفيد كه از كوههاى مجاور ميآوردند استوار مىكردند و چون در ضمن لشگركشىهاى ايران با سپاه آن دولت زد و خورد ميكردند فنون جنگ و وسائل دفاع و اصول لشگرى را آموخته بودند . وضع حكومت بدويان آن قسمت از قبايل عرب كه در مجاورت امارت حيره بسر ميبردند تابع امير حيره بودند ، قبائل مجاور امارت غسان نيز تابع غسانيان بشمار ميرفتند ولى اين تبعيت از حدود تشريفات تجاوز نمىكرد زيرا مردم صحرانشين استقلال خود را با هيچ چيز برابر نمىگرفتند و آسان به اطاعت ديگران تن نميدادند . هر يك از قبايل عرب رئيسى داشتند . رئيس قبيله كه شيخ ناميده ميشد غالبا مردى شجاع و كريم و ثروتمند بود و بسبب صفات عالى خود افراد قبيله را زير نفوذ ميآورد فرمان اقامت و رحيل با رئيس قبيله بود و اگر جنگى رخ مىداد همه افراد قبيله بهمراهى رئيس خود بجنگ برميخاستند و همين كه غنيمتى بدست ميامد رئيس قبيله سهم مهمى از آن براى خويشتن برميگرفت .