حسن ابراهيم حسن ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )
39
تاريخ الإسلام ( تاريخ سياسى اسلام ) ( فارسى )
عربها داراى قبايل مختلف بودند ولى اين قبايل مختلف بيك زبان تكلم ميكردند و از لحاظ عادات و رسوم اجتماعى با يكديگر نزديك بودند عربها مردمى سادهلوح بودند و از لوازم تمدن بهرهاى نداشتند و طبعا از تظاهر و مكر و بدجنسى بر كنار بودند . موالى و بندگان در ميان عربها اصول بردگى رواج داشت و بعلاوه بعضىها عنوان مولى داشتند . ممكن بود شخص آزاد در جنگ اسير ديگران شود و در رديف بندگان درآيد يا با قبيله ديگرى ارتباط يابد و در رديف موالى آنها درآيد . كسى كه بنده خود را آزاد ميكرد نسبت به دو عنوان ولايت داشت و بندهاى كه آزاد شده بود مولاى او بشمار ميرفت . موالى و بندگان نيز در اجتماع عرب مقامى داشتند كه براى آگهى از حوادث تاريخ عرب توجه بدان لازم است . وضع سياسى اعراب در روزگار جاهليت تابع حكومتى نبودند و نظم سياسى نداشتند كسى كه مورد تعدى قرار ميگرفت حق داشت شخصا انتقام خود را بگيرد و افراد قبيله وى بموجب رسوم جارى موظف بودند از او حمايت كنند . اگر شخص متجاوز پيش از آنكه در معرض انتقام قرار گيرد ديه ميپرداخت حق انتقام ساقط ميشد . در صورتى كه متجاوز از قبيله ديگر بود كسى كه مورد تجاوز قرار گرفته بود حق داشت انتقام خود را از ساير افراد قبيله او بگيرد و اين كار در نظر عربها بسيار عادى بود . اما اگر متجاوز با آنكس كه در معرض تعدى قرار گرفته بود از يك قبيله بودند ، فقط شخص متجاوز در خور انتقام بود . افراد قبيله براى دفاع از منافع خود تحت سرپرستى رئيس يا امير قبيله جنگ ميكردند و در مواقع ديگر هر كس به كار خود ميپرداخت و در كار خود استقلال داشت .