حسن ابراهيم حسن ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )

193

تاريخ الإسلام ( تاريخ سياسى اسلام ) ( فارسى )

و پرلامانس بدان اعتماد نميكند . شما را به خدا به من بگوئيد با اين ترتيب چگونه ميتوان به تاليف تاريخ پرداخت ؟ اگر هر كجا دو شاهد موافق شد و دو دليل گرد آمد به جاى آنكه يكى مؤيد ديگرى باشد اتفاق را دليل مجعول بودن آن بدانيم پس بچه چيز ميتوان اعتماد كرد ؛ البته ممكن است حديثى بتوضيح بعضى نصوص قرآنى يا منظور ديگر جعل شده باشد معذلك مفاد اين گونه احاديث در بسيارى موارد اگر نگوئيم غالبا صحيح است و نمى - توان از نقل آن چشم پوشيد . مثلا حديثى كه گويد محمد عسل را دوست داشت ممكن است جعل شده باشد بدين جهت كه قرآن فوايد صحى عسل را يادآورى كرده است اما ممكن است محمد عسل را دوست داشته و بفوايد صحى آن معتقد بوده و كسان خود را به خوردن آن نصيحت كرده است و به هر صورت راوى نميتواند از اينقبيل احاديث چشم بپوشد اما چون موافق مندرجات قرآن است اين دانشمند محقق در صحت آن ترديد مىكند ! " خاورشناسان هر چه ميخواهند بگويند محقق است كه پيغمبر اسلام در عربستان نهضتى پديد آورد و مردم قريش را متحد كرد و احساسات مذهبى آنها را به طرف دين تازه‌اى كه جلوه و صفاى آن از دين پدرانشان بمراتب بيشتر بود متوجه كرد . فنلى ميگويد " شخص مورخ از موضوع بحث خود منحرف مىشود تا زندگى مردى را مورد دقت قرار دهد كه بر اعمال و افكار و پيروان خود تسلطى خارق العاده داشت و نبوغ وى اساس نظاماتى را بوجود آورد كه هنوز بر مليونها افراد انسانى از ملل مختلف نفوذ دارد . اينكه مىبينيم محمد در ميان قديمترين ملل آسيائى بعنوان بنيانگذار دين شناخته مى - شود و مبادى وى در طى قرون مختلف در زندگانى اجتماعى نافذ و استوار بوده دليل است كه اينمرد خارق العاده خصايص مردان بزرگ را يك جا داشته است . "