حسن ابراهيم حسن ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )

183

تاريخ الإسلام ( تاريخ سياسى اسلام ) ( فارسى )

براى او مايهء خطر و دردسر شود . بايد بگوئيم كه تمايل هرقل باسلام بيشتر براى مقاصد سياسى بود زيرا هم او بود كه سپاهى فراوان از شام و فلسطين و مصر براى جنگ با عرب‌ها گرد آورد و هم او بود كه وقتى شنيد مقوقس فرماندار مصر با عرب‌ها از در صلح درآمده او را پيش خواند سپس او را تبعيد كرد و فرماندهان مصر را بجنگ بر ضد عرب تحريص كرد و اين رفتار را تا دم مرگ خود كه عرب‌ها قلعهء بابليون را محاصره كرده بودند ادامه داد ( 641 م ) شايد از جمله چيزهائى كه مورخان عرب را معتقد كرده كه هرقل باسلام تمايل داشت روايت طبرى است كه گويد هرقل فرستادهء پيغمبر را جايزه داد اما بهنگام بازگشت در سرزمين حسمى دزدان بر او هجوم بردند و آنچه را همراه داشت ببردند و وقتى بمدينه رسيد پيش از آنكه به خانه خود رود بنزد پيغمبر رفت و پيغمبر زيد بن حارثه را با گروهى از مسلمانان بسوى مردم حسمى فرستاد . ممكنست اين روايت درست باشد اما جايزه دادن هرقل را بفرستادهء پيغمبر دليل تمايل او باسلام نميتوان دانست زيرا شايد هرقل اين كار را كرد كه دوستى مسلمانان را جلب كند زيرا احتمال مىداد كار مسلمانان بالا گيرد . مؤيد اين احتمال آنكه پس از دريافت نامهء رسول درباريان خود را گرد آورد و اسلام را بر آنها عرضه كرد و چون امتناع آنها را ديد گفت : ميخواستم ببينم تا چه حد بدين خود دل بسته‌ايد اكنون از دلبستگى شما خرسند شدم . مقوقس مقوقس كه از جانب هرقل فرماندار مصر بود فرستاده پيغمبر را گرامى داشت . مورخان عرب اتفاق دارند كه مقوقس فرستادهء پيغمبر را به خوبى پذيرفت و گفت : مىدانستم كه پيغمبرى ظهور مىكند اما گمان داشتم ظهور وى از شام خواهد بود كه پيغمبران سلف از آنجا برخاسته‌اند ، اكنون مىبينم از ميان عربها برخاسته و مصريان در كار پيروى او از من اطاعت نميكنند