حسن ابراهيم حسن ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )
177
تاريخ الإسلام ( تاريخ سياسى اسلام ) ( فارسى )
نامهء كسرى نامهاى كه به كسرى فرستاد بدينمضمون بود : بنام خداوند بخشندهء مهربان . از محمد پيغمبر خدا به كسرى بزرگ ايران درود بر آن كس كه پيرو هدايت است و به خدا و پيغمبرش ايمان آورده و شهادت ميدهد كه خدائى جز خداى يگانه نيست ، من پيغمبر خدايم بسوى همه جهانيان كه هر كس را زنده است بيم دهم . اسلام بيار تا ايمن مانى و اگر امتناع ورزيدى گناه مجوس به گردن تو است . تأثير اين نامهها اكنون ببينيم اين نامهها در پادشاهان و زمامدارانى كه آن را دريافت كردند چه تأثيرى كرد ، اينان نمايندگان و فرمانروايان قوم خويش بودند و محقق بود كه اگر يكى از آنها به دين اسلام گرويده بود رعاياى او نيز مسلمان ميشدند ولى چنان كه تاريخ ميگويد هيچيك از بزرگان و زمامداران بيرون عربستان باسلام نگرويدند ، فقط بعضى از آنها با فرستاده پيغمبر رفتار نكو داشتند و جوابى مناسب بنامهء او دادند . كسرى پادشاه ايران كه بر عربهاى يمن و حيره فرمانروائى داشت و عربهاى حجاز را نيز مانند آنها ميدانست از دريافت نامهء پيغمبر سخت برآشفت ، براى او ناگوار بود كه چنين نامهاى دريافت دارد ، نامهء پيغمبر را دريد و به باذان كه از جانب او فرماندار يمن بود دستور داد كه دو كس را بنزد اين مرد حجازى بفرست تا او را بنزد من آرند . " باذان دو كس را با نامهاى بنزد پيغمبر فرستاد . در نامه نوشته بود كه پيغمبر با آن دو بسوى يمن رود . فرستادگان باذان وقتى بطايف رسيدند به كسانى از مردم قريش برخوردند و سراغ پيغمبر را از آنها گرفتند . قرشيان جواب دادند وى در مدينه است و همين كه از قضيه خبر يافتند سخت خرسند شدند و آن را بفال نيك گرفتند و به يكديگر گفتند : آسوده باشيد كه كسرى شاه شاهان با او از در مخالفت درآمده و كار وى تمام است . فرستادگان باذان در مدينه بنزد پيغمبر آمدند و به دو گفتند كه كسرى ما را فرستاده كه ترا همراه خود