حسن ابراهيم حسن ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )

168

تاريخ الإسلام ( تاريخ سياسى اسلام ) ( فارسى )

حج وداع بسال دهم هجرت پيغمبر با گروهى از مسلمانان كه شمارشان از صد هزار متجاوز بود عزيمت حج كرد . پاى كوه عرفات خطبهء معروف را كه مورخان آن را قانون اساسى اسلام ناميده‌اند ايراد كرد و ضمن آن پاره‌اى اصول و قواعد اسلام را مقرر داشت و اعلام نمود كه همه مردم از لحاظ حقوق و وظايف با يكديگر برابرند و تفاوتى ميان بندهء حبشى و شريف قرشى نيست چنان كه گويد : " اى مردم خداى شما يكى است و پدرتان يكى است . همه فرزند آدميد و آدم مولود خاك است و از شما آنكس بنزد خدا بزرگوارتر است كه پرهيزكارتر است و عرب بر غير عرب جز بوسيله تقوى امتياز ندارد . " در اثناى اين سفر قرآن كامل شد و اين آيه نازل شد : الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَ رَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلامَ دِيناً « 1 » يعنى امروز دين شما را كامل كردم و نعمت خود را بر شما تمام كردم و رضايت دادم كه اسلام دين شما باشد « 2 »

--> ( 1 ) - سوره مائده آيه 3 ( 2 ) - از جمله حوادث بزرگ كه بلافاصله پس از حج وداع هنگام مراجعت رخ داد اين بود كه در غدير خم نزديك جحفه بر منبرى از جهاز شتر حضرت رسول با اشاره به على بن ابى طالب فرمود هر كس من مولاى اويم على مولاى اوست خدايا هر كه او را يارى كند ياريش كن و هر كه او را خوار كند وى را خوار كن و اين قصه كه از متون معتبر عامه و خاصه بتواتر پيوسته نص صريح بر ولايت و خلافت على ابن ابى طالب است . « مترجم »