حسن ابراهيم حسن ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )

163

تاريخ الإسلام ( تاريخ سياسى اسلام ) ( فارسى )

گشت و به اسلام دعوتشان كرد اين كار بر آنها گران آمد ويرا تيرباران كردند تا بمرد . پسر عروه كه ابو مليح نام داشت با قارب بن اسود كه هر دو مسلمان شده بودند بنزد پيغمبر شدند كه روابط خود را با مردم ثقيف قطع كند . بدرفتارى مردم ثقيف با كسانى كه مسلمان ميشدند از بدرفتارى مردم قريش سخت‌تر بود . پيغمبر اين دو تن را پناه داد . همچنانكه فراريان طائف را كه بهنگام محاصره آنشهر بسوى او آمده بودند در پناه خود پذيرفت . دشمنى قبايل اطراف با ثقفيان مردم ثقيف گمان ميكردند مسلمانان بدانها دست نخواهند يافت نميدانستند كه محمد وقتى از محاصره طايف دست برداشت آنها را در محاصره‌اى سختتر خواهد گذاشت كه از آن رهائى نخواهند يافت مردم ثقيف بر بت‌پرستى اصرار داشتند ولى قبايل اطرافشان اسلام آورده بودند و با مردم ثقيف دشمنى ميكردند و ثقفيان در تنگنائى سخت افتاده بودند كه از محاصره مسلمانان سخت‌تر بود . تفكر مردم ثقيف براى صلح بگفته ابن هشام يكى از مردم ثقيف ، عمرو بن اميه ، بنزد عبد ياليل رفت كه از بزرگان قوم بود و گفت : " كار اين مرد ( مقصود پيغمبر است ) چنان كه ميبينى بالا گرفته ، همه عرب‌ها مسلمان شده‌اند و ما نميتوانيم با آنها مقاومت كنيم ، اكنون در كار خود تفكر كنيد " مردم ثقيف در اين باب با يكديگر مشورت كردند و گفتند : مگر نمىبينيد كه از دستبرد قبايل اطراف در امان نيستند و هر كس از شما بيرون رود بدست دشمنان مىافتد . " عاقبت تصميم گرفتند يكى را بنزد پيغمبر بفرستند و براى اين كار عبد ياليل را انتخاب كردند ولى او حاضر نشد به تنهائى اين كار را انجام دهد تقاضا كرد چند كس همراه او باشند تا بهنگام بازگشت هر يك از آنها كسان خويش را به قرارى كه ميان آنها و پيغمبر رفته قانع كنند . مردم ثقيف تقاضاى او را پذيرفتند .