حسن ابراهيم حسن ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )
137
تاريخ الإسلام ( تاريخ سياسى اسلام ) ( فارسى )
و خندق را ميان خود و دشمنان فاصله كرد . نقض عهد بنى قريظه خندق ميان مسلمانان و دشمنان فاصله بود و ساير نواحى مدينه بوسيله نخلستانها و موانع طبيعى محصور بود با اين ترتيب سپاه عرب ناچار بود مدتها وقت خود را بمحاصره بگذراند يا آنكه از راه بنى قريظه بر مدينه هجوم برد ولى مردم بنى قريظه با مسلمانان پيمان دوستى داشتند و بدينكار رضايت نميدادند . حى بن اخطب كه از مردم بنى نضير بود و كينهء مسلمانانرا سخت در دل داشت در صدد برآمد يهودان بنى قريظه را به پيمانشكنى وادار كند ، براى اين منظور بنزد كعب بن اسد پيشواى بنى قريظه رفت . كعب در آغاز كار از پذيرفتن او خوددارى كرد ولى عاقبت در نتيجه اصرار حى فطرت يهوديگريش بجنبيد و به شكستن پيمان رضايت داد . وقتى پيغمبر از اين قضيه خبردار شد چهار تن را كه سعد بن معاذ و سعد بن عباده پيشوايان اوس و خزرج از آن جمله بودند بنزد بنى قريظه فرستاد تا حقيقت حال را كشف كنند و از صحت خبر اطمينان يابند . فرستادگان پيغمبر بنزد مردم بنى قريظه رفتند و خيانت آنها را آشكار ديدند و همين كه بازگشتند مشهودات خود را با او بگفتند . موقعيت سخت در اين هنگام كار سخت شد و بعضى منافقان نفاق خود را آشكار كردند . معتب بن قشير گفت محمد بما وعده ميداد كه گنجهاى كسرى و قيصر نصيب ما خواهد شد ولى ما اكنون نميتوانيم براى قضاى حاجت بيرون برويم . مسلمانان آنطرف خندق و مشركان اينطرف خندق مدتى بدون پيكار گذرانيدند و فقط گاهى از دو طرف تير بجانب همديگر مىانداختند . پيغمبر براى آنكه سپاه دشمن را متفرق كند كس بنزد سران قبايل غطفان فرستاد و به آنها پيشنهاد كرد كه اگر با كسان خود از محاصره دست بردارند يك سوم خرماى يكسالهء مدينه را به آنها بدهد . سران غطفان اين