حسن ابراهيم حسن ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )

134

تاريخ الإسلام ( تاريخ سياسى اسلام ) ( فارسى )

يهودان وقتى كار را بدينگونه ديدند سخت آشفته شدند و جز تسليم چاره نديدند . از پيغمبر تقاضا كردند كه آنها را امان دهد و از خونشان درگذرد و آنها نيز مدينه را ترك كنند از اموال خود فقط باندازه‌اى كه يك شتر بتواند برد همراه ببرند و باقيمانده اموال و زره‌هاى خود را براى مسلمانان بجاى گذارند . پيغمبر تقاضايشان را پذيرفت . آنها نيز راه خيبر را پيش گرفتند و بعضيشان بسوى شام رفتند . اشراف بنى نضير ، سلام بن حقيق و كنانة بن ربيع و حى بن اخطب ، در خيبر جاى گرفتند و در آنجا نفوذ و احترامى بسزا پيدا كردند . هم اينان بودند كه آتش جنگ احزاب را روشن كردند و قبايل عرب را بر ضد مسلمانان گرد آوردند . جنگ احزاب يا خندق وقتى يهودان بنى نضير در خيبر جاى گرفتند در صدد برآمدند انتقام خويش را از محمد و مسلمانان بگيرند از اينرو چند تن از بزرگان آنها به مكه رفتند تا قريش را بجنگ مسلمانان تحريك كنند . به طوريكه گفتيم مردم قريش پس از فيروزى احد مترصد بودند تا بار ديگر بر مسلمانان هجوم برند و آنها را از ريشه براندازند چنان كه در خاتمهء جنگ احد ابو سفيان بانگ زد و به مسلمانان گفت : " موعد ما و شما سال ديگر در بدر " مردم قريش ميخواستند سال بعد براى جنگ مسلمانان بيرون آيند ولى در آنسال خشكسالى بود و تجارت رواج نداشت و بدينكار قادر نشدند . محمد با گروهى از مسلمانان در روزهاى موعود در بدر منتظر دشمن بود ولى از مردم قريش خبرى نشد و مسلمانان بدون جنگ بازگشتند . بدين جهت وقتى سران بنى نضير بنزد مردم قريش رفتند و آنها را بجنگ ترغيب كردند آسان پذيرفتند زيرا پيش از آن مترصد فرصت بودند و همين كه ترغيب يهودان را ديدند از