حسن ابراهيم حسن ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )

132

تاريخ الإسلام ( تاريخ سياسى اسلام ) ( فارسى )

تجرى دشمنان نسبت به مسلمانان بدانجا رسيد كه يهودان بنى نضير در صدد برآمدند محمد را بكشند و از دست او آسوده شوند و بدينجهت جنگ بنى نضير بوقوع پيوست . واقعه رجيع گروهى از مردم عضل و قاره بنزد پيغمبر آمدند و گفتند اى پيغمبر خدا بعضى كسان ما مسلمان شده‌اند . چند تن از ياران خويش را به نزد ما بفرست تا مبادى دين و قرائت قرآن را بما تعليم دهند . پيغمبر شش كس از ياران خويش را با آنها فرستاد آن شش كس با آن گروه برفتند همين كه بر سر آب رجيع رسيدند كه ميان مكه و طايف است خيانت آنگروه آشكار شد و در صدد برآمدند مسلمانانرا دستگير كنند . آن شش كس شمشيرهاى خويشرا برگرفتند و بجنگ پرداختند و چند تن از آنها كشته شدند و بقيه اسير شدند و سرانجام بقتل رسيدند . حادثهء بئر معونه بروايت ابن هشام ابو براء عامر بن مالك در مدينه بنزد پيغمبر آمد . پيغمبر اسلام به دو عرضه داشت وى از قبول آن سر باز زد ولى گفت اگر چند نفر از ياران خويشرا بسوى مردم نجد بفرستى كه آنها را به اسلام دعوت كنند اميدوارم دعوت تو را بپذيرند . پيغمبر گفت : " من از مردم نجد بر كسان خود بيم دارم . " ابو براء گفت : " من آنها را پناه مىدهم آنها را بفرست تا مردم را بدين تو دعوت كنند " پيغمبر منذر بن عمرو را با چهل تن از بزرگان مسلمانان فرستاد . اينگروه برفتند تا بر سر بئر معونه رسيدند و يكتن را از ميان خود انتخاب كردند و با نامه پيغمبر پيش عامر بن طفيل فرستادند . عامر نامه را نگشود و آنشخص را بكشت و از مردم بنى عامر براى كشتن باقى مسلمانان كمك خواست . مردم بنى عامر حاضر نشدند بر ضد مسلمانان كه در پناه ابو براء بودند قيام كنند بدينجهت از مردم بنى سليم كمك خواست و با گروهى از آنها بر مسلمانان هجوم برد و آنانرا در ميان گرفت . وقتى مسلمانان كار را بدينگونه ديدند شمشير برگرفتند