حسن ابراهيم حسن ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )
118
تاريخ الإسلام ( تاريخ سياسى اسلام ) ( فارسى )
وَ تَرْجُونَ مِنَ اللَّهِ ما لا يَرْجُونَ . « 1 » يعنى : و در جستجوى آن گروه ( كه با شما دشمنند ) سستى مكنيد اگر شما رنج ميكشيد آنها نيز مثل شما رنج ميكشند و شما از خدا چيزى انتظار داريد كه آنها بدان اميد ندارند و باز گويد : يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذا لَقِيتُمُ الَّذِينَ كَفَرُوا زَحْفاً فَلا تُوَلُّوهُمُ الْأَدْبارَ وَ مَنْ يُوَلِّهِمْ يَوْمَئِذٍ دُبُرَهُ إِلَّا مُتَحَرِّفاً لِقِتالٍ أَوْ مُتَحَيِّزاً إِلى فِئَةٍ فَقَدْ باءَ بِغَضَبٍ مِنَ اللَّهِ وَ مَأْواهُ جَهَنَّمُ وَ بِئْسَ الْمَصِيرُ « 2 » يعنى : اى گروه مؤمنان وقتى كه با انبوه كافران روبرو شديد به آنها پشت مكنيد و هر كه بدانها جز به قصد جنگ و يا پيوستن بگروهى ديگر پشت كند در معرض خشم خداست و جاى او جهنم است كه بازگشتگاه بديست . براى ترساندن قريش بگفتهء واقدى پيغمبر در رمضان سال اول هجرت حمزة بن عبد المطلب را با سى تن از مهاجران بتعقيب يكى از كاروان هاى قريش فرستاد . حمزه در راه با بو جهل و سيصد كس از مردان قريش برخورد ولى مجدى بن عمرو جهنى ميانه را گرفت و نگذاشت كار بزد و خورد بكشد . مسلمانان و مردان قريش بىزد و خورد از يكديگر جدا شدند . بجز اين بار پيغمبر بارهاى ديگر نيز گروهى از مسلمانان را بيرون فرستاد تا مردم قريش را از نيروى مسلمانان بيمناك كند . در واقع هدف از اين سفرها كه مورخان اسلام آن را " سريه " مينامند نمايش جنگى بود . در ماه ربيع الاول سال دوم هجرت پيغمبر شخصا به قصد تعقيب قريش و جلب دوستى بنى ضمره
--> ( 1 ) - سوره نساء آيه 105 ( 2 ) - سوره انفال آيه 15 و 16