حسن ابراهيم حسن ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )

112

تاريخ الإسلام ( تاريخ سياسى اسلام ) ( فارسى )

آيا اسلام به نيروى شمشير انتشار يافت بعضى نويسندگان مغرض ، تصور كرده‌اند كه پيغمبر كسان را بقبول اسلام مجبور ميكرد و گفته‌اند كه دين اسلام بنيروى شمشير رواج يافت اما اين سخن بيجاست و با گفتار خداوند كه در قرآن ميگويد : لا إِكْراهَ فِي الدِّينِ قَدْ تَبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَيِّ يعنى اكراه در كار دين روا نيست و راه رشاد از گمراهى آشكار شده منافات دار بعلاوه اين سخن با رواياتى كه مورخان موثق از چگونگى رواج اسلام آورده‌اند سازگار نيست . پيغمبر در اغاز كار بعضى كسان را كه به آنها اعتماد داشت باسلام دعوت ميكرد و در نتيجهء دعوت او ابو بكر و عثمان بن عفان و زياد بن عوام و سعد بن ابى وقاص و عبد الرحمن بن عوف اسلام آوردند و پس از آن گروهى ديگر از مردم مكه به تبعيت آنها مسلمان شدند . پيغمبر دائما به نشر دعوت خود مشغول بود و هنگام حج مردم عرب را كه از اطراف عربستان به مكه ميآمدند باسلام ميخواند گروهى از مردم مدينه را نيز كه منسوب به دو طايفه اوس و خزرج بودند دعوت كرد آنها نيز دعوت وى را پذيرفتند و اسلام آوردند و در بازگشت بمدينه كسان خود را به اسلام خواندند و دين اسلام در مدينه انتشار يافت . اينكارها بىجنگ و خونريزى انجام گرفت و نيروى شمشير در آن دخالت نداشت ، پيغمبر براى نشر اسلام در خارج عربستان نيز روش مسالمت را پيش گرفت و به زمامداران آنعصر نامه نوشت كه اسلام بيارند . خلفاى پيغمبر افتراى اينگروه از نويسندگان مغرض ، با روش خليفگان پيغمبر منافات دارد . چنان كه تاريخ نشان ميدهد خليفكان پيغمبر وقتى شهر يا كشورى را ميگشودند دين و رسوم مردم آن را محترم ميشمردند و براى مسلمان شدن آنها اجبار و فشارى به كار نميبردند براى نمونه امان‌نامه‌اى را كه عمر بن خطاب براى مردم ايليا نوشته از تاريخ طبرى نقل ميكنيم