حسن ابراهيم حسن ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )

102

تاريخ الإسلام ( تاريخ سياسى اسلام ) ( فارسى )

اقامه شعائر اسلام بمحض اينكه پيغمبر در مدينه آرام گرفت در صدد انجام مراسم دين خويش برآمد و مسجدى بساخت و اين همان مسجديست كه پيغمبر را پس از وفات در آنجا دفن كردند . پيغمبر در مسجد با مسلمانان نماز ميكرد و مبادى دين را بياران خود تعليم ميداد و ميان آنها در مسائل مورد اختلاف قضاوت ميكرد و دربارهء مطالب مربوط بجامعه مسلمانان شور و گفتگو ميكرد بعلاوه فرستادگان قبايل عرب را كه گاه و بيگاه بمدينه ميآمدند در آن جا ميپذيرفت . اذان در آغاز كار مسلمانان بىآنكه كسى آنها را خبردار كند براى نماز در مسجد حاضر ميشدند . يكروز در اين باب گفتگو كردند يكى از آنها گفت : براى اعلام وقت نماز ناقوسى مانند ناقوس مسيحيان درست كنيد . يكى ديگر گفت بوقى مانند بوق يهودان تهيه بايد كرد . عمر گفت بهتر است يكى را انتخاب كنيد كه هنگام نماز بمردم بانك زند و آنها را خبردار كند . پيغمبر ببلال گفت : برخيز و مردم را به نماز ندا كن . از آن پس همين كه وقت نماز ميرسيد بلال بانك ميزد : هنگام نماز جماعت است . عبد الله بن زيد بن ثعلبه انصارى ، يكى از مسلمانان ، شبى ميان خواب و بيدارى يكى را ديد كه اذان را به دو تعليم داد ، وقتى خواب را براى پيغمبر نقل كرد گفت اين روياى صادق است ، اذان را ببلال تعليم ده زيرا صداى او دلچسب‌تر است . وقتى بلال اذان گفت عمر با شتاب آمد و گفت : من نيز همين خواب را ديدم و در حال رويا كسى اذان را به من تلقين كرد . همين كه پيغمبر از بناى مسجد فراغت يافت بنشر مبادى اسلام پرداخت و دوستان و پيروان خود را به اطاعت و عبادت خداوند و تسليم در مقابل ارادهء وى دعوت كرد ، دين محمد را اسلام ناميده‌اند زيرا بنياد آن تسليم اراده خداوند بودن است پيروان آن