حسن ابراهيم حسن ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )

10

تاريخ الإسلام ( تاريخ سياسى اسلام ) ( فارسى )

نيست و زنده و پاينده است و خواب نمىرود و هر چه در آسمانها و زمين است متعلق بدوست ، بپرستيد ! اين حادثه به ظاهر چندان مهم نبود و جهان آشفته آن زمان كه مانند هميشه با مشكلات اجتماعى و اقتصادى و اخلاقى دست و گريبان بود و چون عنكبوت از ميان رشته‌هاى اوهام خويش راه فرار نداشت ، بدين نهضت معنوى كه بىسر و صدا در قلب عربستان ، در دره مكه آغاز مىشد توجهى نكرد و شايد در چند سال اول در خارج عربستان كسى از اين قضيه خبردار نشد . بيست و پنج سال گذشت ، ناگهان دسته‌هاى جنگجوى عرب كه در زير پرچم توحيد ، متحد و به نيروى ايمان مسلح شده بودند به قلمرو ايران و روم حمله بردند . در نظر مردم آن عصر ، اين قضيه ، خوابى ناصواب و خيالى محال بود . عربها غالبا مردمى خانه به دوش و صحرانشين بودند ، چون وسيله زندگانى نداشتند دائما براى ربودن هستى يكديگر ستيزه مىكردند و بيشتر روزگارشان به شترچرانى و كينه‌جوئى و يغماگرى سپرى مىشد . عجيب بود كه مردمى چنين بدبخت و بينوا و مفلوك در صدد حمله به دولتهاى بزرگ و نيرومند آن عصر برآيند ، عجيب بود اما محقق بود . نهضت اسلام در ظرف مدتى كمتر از يك ربع قرن با وضعى معجزه‌آسا اين طوايف خانه‌بدوش را كه پيش از آن تيره‌روزترين مردم دنيا بودند در زير لواى توحيد در آورده بود ، نفوذ خدايان و دينهاى مختلف از عربستان برافتاده بود و طوايف مختلف زير لواى دين جديد متحد شده بودند . نيروى ايمان ، اين مردم خودسر و ماجراجو و پراكنده را به هم پيوسته بود و از آنها نيرويى بزرگ و جوشان و مقاومت‌ناپذير پديد آورده بود كه در مدتى كوتاه ، سپاههاى منظم را مغلوب كرد ، كشورهاى بزرگ را درنورديد و يك قرن نگذشت كه نهضت نو ، قسمت اعظم جهان آن روزگار را فرا گرفت . امپراطورى وسيع ايران پيرو نفوذ اسلام شد و امپراطورى روم در چهار ديوار قسطنطنيه محصور ماند و پرچم اسلام از اسپانيا تا ديوار