ميرزا محمد حيدر دوغلات
771
تاريخ رشيدى ( فارسي )
مطلب نامربوطى در خصوص مشايخ و پرهيزگارى موجود نيست ، صرفا ذكر نسبت خواجه منظور نظر است . ( م ) ] ( 735 ) . 908 ( م ) . ( 736 ) . مراد از حضرت ايشان در اينجا ظاهرا كسى است كه تاكنون ذكرى از او به ميان نيامده است . ( 737 ) . حويلى [ ح ] : اماله حوالى است كه به تصرف فارسيان به كسر لام و ياى معروف باشد و الّا حوالى در حقيقت به فتح لام است . لغتنامه ( م ) . ( 738 ) . در سطور پايين عينا نقل شده اما به علت نداشتن اساس تاريخى ، از ترجمه آن صرفنظر شده است . ( 739 ) . يك سطر عبارت مسجع حذف شده . - راس [ توضيح مترجم انگليسى در حذف عبارت « مىفرمودند . . . مسعود » مىخوانديم . ( م ) ] ( 740 ) . 931 ( م ) ( 741 ) . در حدود پنج سطر راجع به معجزات مشايخ ، همراه با سه بيت از يك غزل خود مؤلف ، ترجمه نشد . [ توضيح مترجم انگليسى در حذف عبارات « و در آن . . . اوقات و ايام . ( م ) ] ( 742 ) . تجاوز در اينجا به معنى عفو و گذشت آمده است . ( م ) ( 743 ) . 937 ( م ) . ( 744 ) . در اينجا حدود نيم ورق از مسودات جامى آورده كه درج آن ضرورتى ندارد . [ توضيح مصحح انگليسى ( م ) ] . ( 745 ) . مكحله : سرمهدان ( م ) . ( 746 ) . رساله حذف شده است . اين رساله صرفا مربوط به الهيّات بوده و رجوعى به تاريخ رشيدى يا ديگر تواريخ ندارد . [ توضيح مصحح انگليسى در ارتباط با حذف چند برگ از متن اصلى از عبارت « بسم . . . ما حبس نفس خويش » به اين ذكر كردهايم . ( م ) ] . ( 747 ) . با توجه به ترجمه فارسى حديث ، ظاهرا عبارت عربى « و بدينترين . . . بسيار است » افتاده است . ( م ) ( 748 ) . خلاجاى : جاى لازم ، بيت الخلا ، پاى خانه ، نهانخانه ، ادب خانه ، لغتنامه ( م ) . ( 749 ) . استنجا [ ا ت ] : شستن موضع غائط و بول را و سنگ و كلوخ ماليدن بدانجاى . ( همانجا ) ( م ) . ( 750 ) . سورهء الحديد : آيه 29 . ( 751 ) . در متن اصلى ، جاى كلمات سفيد است . ( م ) ( 752 ) . در متن اصلى ، كلمات افتاده است . ( م ) ( 753 ) . سورهء النازعات : آيات 41 - 40 . ( 754 ) . اين تيتر در نسخه تركى خوانده مىشود : « سفر به بدخشان » . ( 755 ) . نمىدانم منظور از اين نام ، كدام عقبه مشرف به شهناز است . شايد قاسقاسو ، يا قرآباش مورد نظر باشد . در آن هنگام خان ظاهرا از آقسو به يكى از شهرهاى غربى مراجعت كرده است . ( 756 ) . سورهء الكهف : آيه 78 . ( 757 ) . يعنى خواجه نورا به آگره رفت و همايون پادشاه از او استقبال كرد . ( م ) ( 758 ) . يعنى مولانا پرغرى براى نيل به مقصود دست به هر كارى مىزد هرچند كه آن كار نامشروع بوده باشد . شيخ پول به وى متوسل شد و قول داد كه اهداف او را برآورده سازد و بدين ترتيب او را با خود همراه ساخت . ( م ) ( 759 ) . شيخ پول ، فول ، يا بهلول در هند به عنوان يك شيخ و ساحر ، مشهور بود . وى در 1537 توسط هواداران هندال ميرزا [ پسر كهتر بابر پادشاه ( م ) ] در آگره يا در حوالى آن به قتل رسيد . ( ر . ك : tcid . aygoib . ro ، اثر بيل ) . ( 760 ) . 943 [ 7 - 1536 ] .