ميرزا محمد حيدر دوغلات

767

تاريخ رشيدى ( فارسي )

( 669 ) . يعنى سلطان سعيد خان براى ايجاد نظم و آرامش ، ميرزا حيدر را در مغولستان گذاشت . ( م ) ( 670 ) . سه بيت شعر و غيره حذف شده است . [ توضيح مصحح انگليسى در حذف عبارات « فروغ . . . تابنده شده » . ( م ) ] ( 671 ) . چگل - به كسر اول ثانى و سكون لام ، شهريست از تركستان كه مردم آنجا بغايت خوش‌روى مىباشند و در تيراندازى عديل و نظير ندارند . به تلفظ جغتايى ، چكيل . برهان قاطع ( م ) ( 672 ) . در اينجا يك رباعى به عنوان ماده تاريخ به كار برده كه متصمن ظل - 930 [ 1524 ] است . ( 673 ) . مؤلف در اين مورد به قول خود عمل نكرده و بعد از اين تنها در يك مورد از ابراهيم نام مىبرد ، آن هم زمانى كه زينب سلطان خانم مادر ابراهيم ، هنگام تبعيد از خانه‌اش در كاشغر ، كه از سوى عبد الرشيد انجام گرفت ، ابراهيم را با خود به كابل برد ( ر . ك : ص 671 ) . در آن هنگام اين سومين پسر سعيد خان حدود سيزده سال داشته است و حتى زمانى كه مؤلف به نوشتن اين تاريخ مشغول بوده ابراهيم خيلى جوانتر از آن بوده كه كار ارزشمند و قابل ثبتى در تاريخ به انجام رساند . ( 674 ) . سورهء البقرة : آيه 218 ( م ) . ( 675 ) . نورا به جاى نور الدين به كار مىرود . - راس ( 676 ) . ظاهر اين همان اسمى است [ در ترجمه انگليسى قابيلقاقلا ( م ) ] كه در آغاز فصل ، تحت عنوان قابقار آمده بود . نسخه تركى ، قاپيلقالار آورده است . من از اين نام و از قونغار اولانگ كه چند سطر پائين‌تر آمده نشانه‌اى نيافتم . به احتمال قوى هر دوى آنها جايگاهى براى اردو زدن بوده‌اند و به همين دليل آثارى از آنها باقى نمانده است . قاپيلقالار بايد تا شرق ايسّى گول ، ده روزه راه بوده باشد . ظاهر اين محل در برابر قلماق‌ها قرار داشته كه خان به آنجا لشكر كشيده است . [ اولانگ در بعضى نوشته‌ها ، اولنگ ديده مىشود و به معنى چمن است ؛ قونغار اولانگ يعنى چمن قونغار ( م ) ] . ( 677 ) . ظاهرا دو بيت شعر بوده و افتادگى دارد . مصرع دوم بايد چنين باشد : طريق سلامت به از كارزار . ( م ) ( 678 ) . قاتليش به معنى تلاقى دو رودخانه است ؛ در اين صورت ، احتمالا تلاقى بعضى از رودخانه‌ها با آت‌باشى ، يا آت‌باشى با نارين مورد نظر است . دره آت‌باشى كه در حدود نيمه راه كاشغر و ايسّىگول واقع شده ، ظاهرا يكى از بزرگترين و اصلىترين جايگاهها براى اردوى خانان مغول بوده است . به احتمال زياد شهر و روستايى در آنجا وجود نداشته است . ( 679 ) . به نوشته روس‌ها ، رودخانه‌هاى قاش و كونقس . ( 680 ) . بدون ترديد اردوگاهى در رودخانه آقساى ميان كاشغر و آت‌باشى . ( 681 ) . عبارت « برآرم . . . منهزم ساخته است » در متن اصلى ناخواناست و از ترجمه انگليسى نقل شده . ( م ) ( 682 ) . يعنى خواجه نورا يا نور الدين . ( 683 ) . ظاهرا منظور يك منزلى رودخانه آقساى است . ( 684 ) . شايد بتوان آق‌قوماس را به واسطه آق‌قوم ، بين طالاس سفلى و چو شناسايى ؛ واريش لار را با درياچه اريس كه در غرب رودخانه سارى و تقريبا شمال آق مسجد در سير دريا مطابقت داد . اين مناطق از مغولستان فاصله زيادى دارند و مشكل بتوان تصور نمود كه مغولان در چنين فاصله‌اى به تعقيب قرقيزها پرداخته باشند . مع هذا از متن چنين برمىآيد كه اين تعقيب طولانى بوده و در مسير شمال به غرب انجام گرفته ، زيرا در سطور بعد مىگويد ، قرقيزهايى كه به اوزبكان پيوسته بودند جلگه‌هاى شمال غرب را در تصرف داشتند . در كرانه جنوبى رودخانه ايلى ، به فاصله اندكى از قلعه فعلى ايليجسك ) ksjili ( ، آق‌قوم ديگر و كوچك‌ترى قرار دارد كه در مسير مستقيم نيست و نمىتواند با فاصله گفته شده وفق داشته باشد . اريس ديگرى هم تا آنجا كه من مىدانم در حومه آنجا وجود ندارد . تنها مورد ممكنى كه نقشه‌هاى فعلى در مورد ارس ( يا اريس )