ميرزا محمد حيدر دوغلات

754

تاريخ رشيدى ( فارسي )

( 507 ) . در متن خوانا نيست و چيزى شبيه به « دوتل » خوانده مىشود . ( م ) ( 508 ) . 920 ( م ) . ( 509 ) . 28 [ 9 ] ( م ) . ( 510 ) . اولوس مورد نظر مشخص نيست . شايد خاندان احمد خان و بستگان و ملازمان آنها منظور بوده است ، اما كلمه اولوس در هيچ كجا به مفهوم چنين عبارت محدودى به كار نرفته است . ( 511 ) . زمين كند : زيرزمين ( م ) . ( 512 ) . برانغار : يمين ، جناح راست . ( م ) ( 513 ) . يسال : جناح لشكر ، سال و رژه ، ميدان جنگ ( م ) . ( 514 ) . 921 ( م ) . ( 515 ) . بدون ترديد منظور از اوچ ، اوش - تورفان است . ( 516 ) . ساج : درختى باشد بسيار بزرگ و بيشتر در هندوستان رويد ، معرب درخت ساگ است . لغت‌نامه . در متن اصلى « شاج » [ - ؟ ] آمده است . ( م ) ( 517 ) . صحت قرائت كلمات « بشريت به تحمل » و « سخاوت » قابل ترديد است و در متن خوانا نيست . ( م ) ( 518 ) . خليل سلطان . ( 519 ) . نام اين محل قبلا نيز به همان صورت ذكر شده . من نتوانستم محل آن را مشخص نمايم ، اما بسيار محتمل است كه همان جرون باشد كه در لشكركشى تيمور به مغولستان ، از آن نام برده شده . در اين صورت احتمالا محل آن نبايد از شرق سيرام - شايد حدود قسمت علياى رودخانه تالاس - دور بوده باشد . ( 520 ) . برك [ ب ر ] : ستاره سهيل . لغت‌نامه ( م ) . ( 521 ) . سماك [ س ] : نام ستاره‌اى و آن منزل چهاردهم قمر است و آن دو تا هستند يكى را سماك اعزل و ديگرى را سماك رامح يا رائح گويند . لغت‌نامه ( م ) . ( 522 ) . سمك [ س م ك ] : ماهى ، در فارسى بيشتر به معنى ماهى به كار مىرود كه زير زمين است و بر پشت آن ماهى گاو و بر شاخ آن گاو زمين قرار دارد . لغت‌نامه ( م ) . بدين ترتيب معنى ابيات مذكور ظاهرا چنين است : لشكرى كه سردار آن پيروزى است و ياورش ستاره سهيل . نه ساكن از ابعاد آن خبر دارد و نه روان . از بلندى سرنيزه‌هاى آنان ستاره سماك در خطر است . و زرهى از نعل اسبان آنها بر تن ماهى زمين قرار گرفته . لازم به ذكر است كه منظور از « ساكن » و « روان » كسى است كه ايستاده و كسى كه در حركت مىباشد . همچنين ردپاى اسبان بر روى زمين مانند حلقه‌هاى زره و يا پولك ماهى است . ( م ) ( 523 ) . در اينجا سه سطر عبارت مسجع در رابطه با نافرمانى فرزندان حذف شده است . - راس [ توضيح مترجم انگليسى كه از عبارت « در آن . . . » تا « خان فرمود كه » را حذف كرده است . ( م ) ] ( 524 ) . اثم : به كسر اول و سكون ثانى ، گناه ، جرم . ( م ) ( 525 ) . يا تقريبا ، « جانش در حال پرواز بود » ، يعنى از ترس . - راس ( 526 ) . ركّ : به فتح اول و تشديد ثانى ، ضعف ، سستى . ركّ عقل : نادانى ، كوته‌بينى ، ضعف عقل . ( م ) ( 527 ) . سال 907 هجرى با سال 2 - 1501 مطابق است . اين زمانى است كه تصرف بقيه ممالك مغول از سوى ابابكر را تداعى مىكند . ( 528 ) . يزك - به فتح اول و ثانى و سكون كاف ، جمعى قليل و مردم كمى را گويند كه در مقدمه و پيشاپيش لشكر به راه روند و به تركى قراول خوانند . برهان قاطع ( م ) ( 529 ) . ميكائيل فرشته مأمور روزى است . شايد معنى عبارت اين باشد كه ميكائيل وقتى از اندازه آن باخبر شد آن را