ميرزا محمد حيدر دوغلات

747

تاريخ رشيدى ( فارسي )

( است : ( م ) ] تمام رودخانه‌ها و نهرهاى اين نواحى در اوايل بهار در پايين‌ترين سطح خود قرار دارند و در تابستان طغيان مىكنند . جاى تعجب است كه مؤلف يك چنين موضوع عادى را « از عجايب » مىخواند . اما چيزى كه تا حدودى شگفت به نظر مىرسد آن است كه وى از مقياس ميل استفاده كرده ، چه قبلا اين كلمه را به كار نبرده بود . شايد اين كلمه را از برخى منابعى كه خوانده بوده اقتباس كرده است ، زيرا اغلب نويسندگان عرب ، اين مقياس را براى يك هزار گام به كار برده‌اند ، در استفاده ميرزا حيدر از اين مقياس ، جاى ترديد است . ( 371 ) . كروه يا كروه - كرو يا كوس هندى - معمولا در مقياس 2 / 1 1 ميل قانونى است . ر . ك : ص 783 ، پىنوشت شماره 852 . ( 372 ) . سنگ يشب ( يا يشم ) ، در لغتنامه شاو ، به تركى قاش تاش ناميده شده و يادداشت جالبى نيز در همان جا در اين رابطه موجود است . ( 373 ) . اكنون [ اواخر قرن نوزدهم . ( م ) ] تيزناف ناميده مىشود . ( 374 ) . در نقشه‌هاى جديد ، لوك لنگر و در هفت اقليم لاخوف ثبت شده است . ( ر . ك : كاترمر ، rtxe te . ton ، 14 ، ص 476 . ) ( 375 ) . رفتار ثقيل : پياده‌روى كند ، رفتار وسط : پياده‌روى متوسط . ( م ) ( 376 ) . در نقشه‌هاى معمولى و در تلفظهاى فعلى ، يورونگ قاش مىباشد . در آبهاى بخش عليا و مجاور آن ، هنوز به جستجوى يشم مىپردازند . مرحوم جانسون ) nosnhoj . h . w ( كه در 1865 در بخش علياى يورونگ در قرانقوش تاغ بوده ، مىنويسد : « لازم به ذكر است كه از رودخانه يشم به دست مىآيد . » ( ر . ك : s . g . r . j ، 1867 ، ص 7 . ) ( 377 ) . به فارسى عكه [ كلاغ زاغى ( م ) و به تركى سغيزغان . - راس ] ( 378 ) . طواف : آيين مشتمل برگشتن به دور خانه كعبه در مكه ، يا ديگر قبور و اماكن مقدسه . - راس ( 379 ) . به عبارت صحيح‌تر ، رفتگران مسجد . اما در اينجا ، متوليان قبور منظور نظر است . - راس ( 380 ) . ثلث نوعى دستخط است ، درشت‌تر از نسخ . - راس ( 381 ) . تا آنجا كه معلوم گرديده ، دواخان در 706 هجرى ( يا 1306 ميلادى ) درگذشته ؛ لذا تاريخ روى گنبد ، درست پنجاه سال قبل از آن را نشان مىدهد و مشكل مىتوان آن نام را به چغتاى خان داد . ( ر . ك : سرلين پول ، طبقات سلاطين اسلام ، ص 242 ؛ و اوليور در s . a . r . j 20 . s . n ، 20 ، N . S ، ص 104 . ) لقب رومى كه در متن به عنوان سهن [ در ترجمه به جاى چيچن ، سهن آورده . ( م ) ] آمده ، مربوط به يكى از نسخ خطى و نسخه تركى است . در يك نسخه فارسى ديگر ، چيچن خوانده مىشود . - راس ( 382 ) . براق خان نوه چغتاى بود . وى تا اواخر 670 هجرى ( 1270 ميلادى ) در بخارا سلطنت كرد و پسرش دواخان جانشين او نشد بلكه عمويش نيك پى به سلطنت رسيد و مدت دو سال پادشاهى كرد و سپس برادرزاده‌اش ، طغا تيمور به مدت بيش از دو سال جانشين وى بود . پس از مرگ طغا تيمور ، دواخان به سلطنت رسيد - يعنى در 1274 . ( ر . ك : فصل دوم از مقدمه ؛ همچنين به سرلين پول ، طبقات سلاطين اسلام ، ص 242 و اليور در s . a . r . j 20 , s . n ص 127 ، 123 و غيره . ) ( 383 ) . [ اول كسى كه از ترك‌ها مسلمان شد ، ساتوق بود . ( م ) ] در ارتباط با مباحثاتى راجع به بغراخان و جانشينان وى ، ر . ك : ص 741 ، پىنوشت شماره 340 . در اينجا عبارت مربوط به ساتوق ، مأخوذ از عربى است . ( 384 ) . در متن اصلى ناخواناست و بيشتر به صورت « نسى » خوانده مىشود . ( م ) ( 385 ) . شايد منظور از « اجداد » اشاره به دوغلات بوده باشد . ( 386 ) . اين اظهارات چندان صحيح نيست . يشم در برمه و در چين غربى نيز يافت مىشود .