ميرزا محمد حيدر دوغلات

741

تاريخ رشيدى ( فارسي )

( 338 ) . معمولا جامع التواريخ خوانده مىشود . ( 339 ) . ميرزا حيدر مىگويد كه فتنه كوشلك و استيلاى مغول بر كاشغر را عينا از جهانگشاى نقل مىكند ، اما شروع عبارات او با مندرجات تاريخ جهانگشاى تفاوت دارد . اين فصل در تاريخ مذكور چنين آغاز مىگردد : « چنگيز خان اونگ خان را بشكست ، پسر او با جماعتى كه زيادت قومى داشتند بگريخت و بر راه بيش باليغ زد و از آنجا به حد ولايت كوجا درآمد و در كوه‌ها . . . » همچنين ميرزا حيدر نام پدر مؤلف را تايماق ، و تايمان خان ايمان آورده ، در حالى كه اين اسم در تاريخ جهانگشاى ، اونگ خان و در جامع التواريخ ، تايانگ آمده است . ( ر . ك : تاريخ جهانگشاى جوينى ، تأليف محمد جوينى ، تصحيح علامه محمد قزوينى ، انتشارات دنياى كتاب ، چاپ اول ، 1375 ، ص 46 ، و جامع التواريخ ، تصحيح دكتر بهمن كريمى ، ج 1 ، ص 334 ) ( م ) . ( 340 ) . على رغم اينكه اظهارت ميرزا حيدر عمدتا صحيح است ، اما بياناتش مبهم مىباشد . وى معلومات خود را از كتب تاريخى برگرفته و آن را به طور ناقص نقل نموده است . « خاندان افراسياب ترك » را به احتمال قوى ، شايد بتوان سلسله ايلك خانيان ناميد كه به گفته مبرزترين مورخان ، از اويغورها بوده‌اند . برخى از نويسندگان لقب قراخانى را در مورد آنان ترجيح مىدهند و گفته مىشود پس از گرايش يكى رؤساى آنان به اسلام ، اين لقب بر آنها مقرر گشته است . خود افراسياب ( به عبارت ديگر ، بوغا ، يا بوكا خان ) احتمالا شخصيتى افسانه‌ايست ، اما سلسله اويغورها كه نام او را بر خود نهاده‌اند ، بدون ترديد يكى از سلسله‌هاى باستانى و از اقوام خالص ترك مىباشند . به هر حال اين سلسله ، با سلطنت ساتوق بغراخان كه نخستين كسى بوده كه از ميان آنها به اسلام گراييده ، در تاريخ به عنوان عاملى مؤثر ، جاى خود را پيدا كردند . گفته شده كه ساتوق بغرا بر تمام تركستان ( شرقى و غربى ) تا منتهى اليه حدود شرقى چين حكومت داشته و اندكى قبل از مرگ خود ، تقريبا در پايان سده دهم ، بخارا را نيز تصرف كرده است . پايتخت او كاشغر بوده كه بعدها به اردوكند موسوم شده است ؛ ظاهرا اندكى پس از مرگ او ، اخلافش مركز حكومت را به بلاساغون منتقل كرده‌اند . به نظر مىرسد جانشين بلافصل او لقب ايلك خان يا « شاه بزرگ » يا « پادشاه » يافته كه به لقبى دائمى براى افراد آن سلسله تبديل گرديده ، اما غالبا به غلط آن را ايل خان نوشته‌اند . اين ايلك خان ( احتمالا با نام نصر ) در 1008 ماوراء النهر را فتح كرد و حكام سامانى را بيرون راند و اقتدار خود را بر تمام اين سرزمين برقرار ساخت . ظاهرا تاريخ مرگ او ثبت نشده ، اما چنان كه از برخى روايات برمىآيد ، برادرش تغان خان جانشين او شده و دقيقا تا 1018 در بلاساغون سلطنت داشته است . پس از او ارسلان خان اول ، سپس قدير خان ، بعدا ارسلان دوم ، و آنگاه بغراى دوم به سلطنت رسيده‌اند كه فرد اخير در 1070 در رأس قدرت بوده ؛ با اين حال ممكن است اشخاص ديگرى نيز در ميان اين افراد بوده باشند . اگر چه نشستن محمود خان نامى به جاى بغراى دوم ، روشن نيست ، اما در هر صورت مىدانيم كه هنگام تهاجم گورخان قراختايى به تركستان شرقى و ضميمه آن به بلاساغون و نيز فتح احتمالى تركستان غربى ، فردى تحت عنوان فرمانرواى اويغور - ايلك ، در حدود 1124 ، بر آنجا حكومت داشته است . فرمانروايى اويغورها ظاهرا در تاريخ مذكور به پايان رسيده است . با اين حال به نظر مىرسد كه قراختايىها مزاحمتى براى ماوراء النهر كه بخشى از ممالك محروسه اويغورها و در دست سلاطين خراجگزار ايشان بوده ، ايجاد نكرده‌اند . سلاطين مذكور تا 1213 به حكومت خود ادامه دادند تا اينكه آخرين آنها به نام عثمان ، به وسيله محمد خوارزمشاه كه ممالك محروسه آنان را تصرف كرده بود ، كشته شد و ماوراء النهر همچنان در دست خوارزمشاه باقى مانده تا آنكه چنگيزخان ، وى و متحدان اويغورش را از آنجا بيرون راند . بدين ترتيب تنها از زمان ساتوق بغراخان ، اين سلسله مسلمان اويغور ، تقريبا به مدت يك و نيم قرن در تركستان و بيش از دو قرن در ماوراء النهر ، شهرت داشته‌اند ؛ اما تا آنجا كه ما مىدانيم ، تاريخ آنان اگر متناقض نباشد تا حدودى مبهم است .