ميرزا محمد حيدر دوغلات

722

تاريخ رشيدى ( فارسي )

مىنامد ( ص 53 ) . شاهرخى در فهرست آقاى استانلى لين پول ديده نمىشود . ( 121 ) . قلمرو خسرو و شاه ، ايالت قندوز يا به احتمال زياد خطه قاتّاغان ) nahgattak ( با پايتختى قندوز بود . ( 122 ) . كلمات به صورت سردارى است ، اما در ترجمه تحت اللفظى ، عبارات با معنايى به دست نمىآيد . ارسكين ( در يادداشتى بر نسخه خطى خود در موزه بريتانيا ) با پذيرش ترجمه حاضر ، كلمات سردار و سردارى را به صورت تجنيس پذيرفته است . ( 123 ) . يعنى اهل زاغ - ناحيه‌اى كوهستانى در شمال غرب بدخشان ، در ساحل چپ پنجاب و در مقابل كابل . ( 124 ) . شاه بيگم ( جدّه خان ميرزا ) چنان كه قبلا مذكور شد ، دختر شاه سلطان محمد ، پادشاه بدخشان ، و بيوه يونس خان و جده پدرى بابر بود . ( همچنين ر . ك : بابرنامه ، ص 231 ) . ( 125 ) . ميرزا خان ( يا شايد به عبارت صحيحتر ، خان ميرزا ) پسر سلطان محمود ميرزا ، سومين پسر ابو سعيد و يكى از عموهاى بابر بود . ميرزا خان فرمانرواى حصار ، ختلان و بدخشان بود . مادر او مهرنگار خانيم يكى از خواهران مادر بابر بود . در نتيجه وى هم از طرف پدر و هم از طرف مادر ، پسرعمو و پسرخاله بابر محسوب مىشد . نام اصلى او سلطان ويس ميرزا بود و روشن نيست چگونه نام خان ميرزا يافته است . يكى از برادرانش بايسنغر ميرزا بود كه مقتول گرديده بود و ديگرى سلطان مسعود ميرزا بود كه به دست خسرو شاه كور شده بود . ( ر . ك : بابرنامه ، ص 128 و 237 ) . ( 126 ) . ابابكر ، يك دوغلات و برادر سيد محمد ميرزا ، عموى مؤلف بود . ( 127 ) . عبد الرزاق يكى از عموزادگان متعدد بابر بود . وى پسر سلطان الوغ بيگ ميرزاى كابلى ( پسر ابو سعيد ) بود و تا اواخر 1503 يا اوايل 1504 [ حدود 910 ( م ) ] در كابل حكومت مىكرد تا اينكه از سوى مقيم پسر ذوالنون ارغون بيرون رانده شد . ارسكين ، تاريخ هند ، ج 1 ، ص 211 ، 215 ، 216 ، 277 ، الى آخر . ( 128 ) . 1510 [ 916 ] ( م ) . ( 129 ) . فتح خراسان - 1400 كه در اين صورت بايد به صورت ، فتح « خراسان - 912 » خوانده شود . ( م ) ( 130 ) . در نسخه تركى ، « ميرزايان تكليف بودن مىكردند » آمده . - راس [ در ترجمه انگليسى ، عبارت را چنين آورده : « ميرزايان با اصرار از رفتن او ممانعت مىكردند . » ( م ) ] ( 131 ) . نسخه خطى تركى مىافزايد : « و ما از پيش او گريخته‌ايم ، و شرحى از استيلاى او بر آن منوال كه تقرير رفت ، پيش كشيدند . » - راس . ( 132 ) . ظاهرا كاهدستان [ النگ كهدستان ( م ) ] محلى در مجاورت هرات بوده است . احتمالا در شمال يا در شمال غربى شهر قرار داشته ، اما در روى نقشه‌هاى فعلى مشخص نگرديده است . ( ر . ك : باربيه دو مينارد ) reibrab dranyemed در ) taisa . nruog ( ، سال پنجم ، شماره 17 ، ص 509 ) . ( 133 ) . سورهء الفرقان : آيه 23 ( م ) . ( 134 ) . ناصر ميرزا برادر جوانتر بابر بود و هنگامى كه بابر در 1507 قندهار را گرفته بود ، وى را به حكومت آنجا منصوب ساخته بود . ارسكين ، تاريخ هند ، 1 ، ص 89 و 279 . ( 135 ) . عبيد اللّه خان ( يا عبيد اللّه سلطان ) پسر محمود سلطان ( برادر شاهى بيگ ) بود و بعدها ( در 1533 [ 940 ( م ) ] خاقان يا رئيس اوزبكان شد . در اينجا شايد بتوان گفت كه حكومت اوزبكان ، پادشاهى مطلق نبوده ، بلكه بر اساس آراى رؤسا ، به دست يكى از آنها قرار مىگرفت . سرهاورث ، اين شيوه را با حكومت قرون وسطاى روسيه قياس كرده مىگويد : « اين حكومت به دست تعدادى از تيولداران تجزيه شده و هر يك تحت نظر خان خود قرار داشت و همهء آنها تملق‌گوى رئيس بزرگى بودند كه خاقان ناميده مىشد و به شاهزاده بزرگ روسيه مشهور بود و همان اقتدار فئودالى را بر شاهزادگان تيولدار اعمال مىكرد . با مرگ خاقان ، شاهزادگان تيولدار گرد هم جمع مىشدند تا جانشين او را انتخاب نمايند و انتخاب آنان ، مطابق رسوم شرق ، متوجه بزرگ