ميرزا محمد حيدر دوغلات
مقدمه 91
تاريخ رشيدى ( فارسي )
همچنان كه اخلاف بعدى آنها به قول ميرزا حيدر تجربه كردند ، مىديدند كه يكى از راههاى ابقاى اتحاد در ميان مردم آنها ، رضايت دادن به خواستههايشان در اين زمينه و زيستن با آنها به شيوه چادرنشينى است . چغتاى در 1241 ، پس از يك دوره سلطنت تقريبا چهل ساله درگذشت و در همين سال مرگ اكتاى نيز در قراقروم فرا رسيد . بدين ترتيب دو بخش از چهار بخش عمده امپراتورى مغول ، ناگهان پادشاهان خود را از دست داد كه نتيجه آن درگيرى تقريبا تمام جانشينان چنگيز در مسأله جانشينى بود . آقاى اليور در مطلب خلاصه خود درباره اين دوره مىنويسد ، « در ميان مدعيان جانشينى كه به داشتن خوى جنگى مشهور بودند ، نمايندگان چغتايى از بيرحمترين آنها محسوب مىشدند . با تعيين توراكينا ، بيوه اكتاى به نيابت سلطنت ، موضوع موقتا خاتمه يافت ، اما منازعات مدعيان رقيب همچنان تداوم داشت و تخم بسيارى از شرارتهاى بعدى كاشته شده بود . پس از آن منازعات طولانى بر سر جلوس بر اريكه خان بزرگ به طور لاينحلى با مسائل ديگر ، مخصوصا موضوع خانات شرقى چغتايى آميخته شد و به همين جهت ارائه شرح معقولى از دومى بدون مراجعات ضمنى به اولى غير ممكن است . » « 1 » دانسته نيست كه چغتاى هنگام مرگ مملكت خود را چگونه واگذار كرده و ظاهرا از تبعيت او از سنت باستانى خاندانش در تقسيم مملكت ميان اخلاف خود ، در هيچ كجا ذكرى به عمل نيامده است . گفته شده كه بازماندگان متعددى به جاى گذاشت اما نوهء خردسالى به نام قراهلاگو جانشين او شد و بيوهاش ابوسگون به نيابت سلطنت پرداخت . اما به نظر مىرسد اين اظهارات مربوط به تركستان ، ماوراء النهر و نواحى مجاور بوده باشد : كاشغر ، ياركند ، آقسو ، دامنههاى جنوبى كوههاى تيانشان - يا به عبارت ديگر ايالت جنوبى سلسله تيانشان كه در زمان ما تركستان شرقى ناميده مىشود - كلا ارتباطى با حوادث مذكور ندارند . اما ميرزا حيدر در خصوص اين ايالت مىگويد كه چغتاى از قرار معلوم هنگام مرگ آن را به طائفه يا خاندان دوغلات كه اعضايش از نسل خالص مغول و
--> ( 1 ) . اليور ، صص 91 - 90 .