ميرزا محمد حيدر دوغلات

685

تاريخ رشيدى ( فارسي )

ناصر ميرزا نيز باد پيمايى و ژاژخايى مىكردند كه بكر مىرويم ، از شاه حسين ارغون بكر را گرفته به قوت وى گريخت را مىگيريم و كامران ميرزا همه در فكر اين كه چه حيله سازد و چه تدبير پردازد كه اين مجمع هر كس به جايى متفرق شود و خود را تنها به كابل رساند . همايون پادشاه يك چندى در فكر اتفاق بود ، چون آن امر تعذرى داشت نااميد شده به فكر امور فرومانده بود . اصل راىها اين بود در خلال اين حال گاهى جمعيتى مىكردند ، كنكاج اتفاق كه عين بىاتفاقى بود از روى نفاق مىكردند و اكابر و معارف را بر اين گواه مىگرفتند . از جمله اتفاق نمودند كه اكابر جمع شوند و در اين باب فكرى به واجبى به تقديم رسانند و اكابر را به گواهى بگيرند كه هيچكس از آن عدول ننمايد . اول حضرت 1033 مخدوم و مخدوم‌زاده و سرخيل خانواده ، العالم فى الفروع و الاصول ، حاوى المنقول و المعقول ، ارشاد پناه ، ولايت دستگاه ، قبلة السالكين ، قدوة المحققين ، زين الاتقيا ، قطب الاوليا ، سيد صدّيقى و فاروقى ، 1034 شهاب الملة والدين محمود المشتهر ب « 1 » « خواجه خاوند « 2 » محمود » - طال ظلاله على مفارق المخلصين - « 3 » و برادر كهترشان مرشد السلاطين ، معتقد الخواقين « 4 » خواجه عبد الحق ، و بندگى استاد العلماء المدققين و قدوة الحكماء المحققين ، غياث المسلمين ، وارث الانبياء و المرسلين ، سلاله حضرت ( 334 پ ) خاتم النبيين ، « 5 » مير ابو البقا كه اعلم العلماء العالمين بودند ، امروز در ربع مسكون در مفهوم مولويت مختوم « 6 » و تمام اهل علم را مخدوم بودند ، و جمعى ديگر از اكابر كه تفصيل اسامى ايشان تطويل دارد جمع شدند و سلاطين و امرا و هر كس كه بود همه حاضر آمدند . اولا از جهت اتفاق بعد مواثيق خط دادند و بر حواشى آن خط گواهى مخاديم را ثبت فرمودند . بعد از آن در مهم كنكاش خوض نمودند . اولا پادشاه به جانب بنده اشارت فرمود كه آنچه مصلحت سر وقت به خاطر رسيده باشد بايد گفت . بنده معروض داشتم كه چون سلطان حسين ميرزا در خراسان انتقال

--> ( 1 ) . نب : - مىزدند رنود اوباش . . . المشتهر ب . ( 2 ) . نگ : خاند . ( 3 ) . نگ : - طال . . . المخلصين . ( 4 ) . نگ : - مرشد . . . الخواقين . ( 5 ) . نگ : - و بندگى . . . النبيين . ( 6 ) . نگ : - امروز . . . مختوم .