ميرزا محمد حيدر دوغلات
مقدمه 89
تاريخ رشيدى ( فارسي )
تيول از يك طرف شامل قسمتى از حاصلخيزترين اراضى ، داراى جمعيت مستقر ، در تمدن آسيايى به مراتب پيشرفتهتر ، و برخى از مشهورترين شهرهاى آسيايى بود ؛ در حالى كه از سوى ديگر ، خشنترين قبايل كوهستانى را كه در آن هنگام هزاره ناميده مىشدند دربر مىگرفت ، مساكن اين قبايل در ارتفاعات جنوبى قرار داشت ، و نواحى وسيعى از اراضى لم يزرع آن در تصرف چادرنشينانى بود كه تقريبا همرديف بدويان بودند و در جستجوى مراتع به اقتضاى فصل ، گلههاى خود را از كوه به دره و از دره به كوه مىراندند . اين خطه كه اغلب « مملكت ميانه » ناميده شده ، همچنان از سوى شرق به قلمرو اكتاى ( يا اگداى ) سومين پسر چنگيزخان مىپيوست . سرزمين اصلى مغولان همراه با قبايل بلافصل اطراف آن ، تيول مختص وى را تشكيل مىداد ، در حالى كه قراقروم پايتخت پدرى و رياست عاليه مردم مغول را نيز به ارث برده بود . مملكت او در حدود شرقيش ، نخست در سرزمينى كه از آن به بعد جونگار يا زونگاريا « 1 » ناميده شد با قلمرو چغتاى هم مرز مىشد - ناحيهاى كه به علت فقدان مرزهاى نهچنداق دقيق ، شايد بتوان آن را تقريبا سرزمين واقع در شمال تيانشان از حدود ارومچى در شرق ، به طرف رودخانه چو در غرب توصيف كرد ، و مسير رودخانه ايلى را خط ميانى آن در نظر گرفت . اين ناحيه موضوع بسيارى از منازعات در ميان اخلاف اكتاى و چغتاى در نيمه اخير قرن سيزدهم بود ، و با انحطاط خاندان اكتاى قسمت اعظم آن و نه تمامش ، به تدريج ، ظاهرا در داخل ممالك خانان چغتايى مستهلك گرديد ؛ در حالى كه طوايف ساكن آن ، در ميان قبايل ماوراء النهر و قپچاق پراكنده شدند ، و رؤسايشان عجالتا به گمنامى و تحت نظر خوانين يا فاتحين به سر مىبردند . ظاهرا خود چغتاى با آنكه طبق معمول مغولان به واسطه افراط در بادهگسارى ، عادت به شرارت داشته و شايد هم خشن و ناهموار به نظر مىرسيده ، با اين حال فرمانروايى منصف و فعال بوده است . در هر صورت وى مانند پدرش روحيه سربازى
--> ( 1 ) . يعنى سرزمين جونگار يا زنگار - واقع در سمت چپ - قلماقها .