ميرزا محمد حيدر دوغلات

مقدمه 87

تاريخ رشيدى ( فارسي )

بخواهى تقريبا به يك‌صد سال پس از تقسيم امپراتورى چنگيزخان و به دوره‌اى برمىگردد كه خانان مغولستان ، خود را از خانان ماوراء النهر جدا ساخته‌اند ، يعنى دوره‌اى كه امكان تدوين تاريخ مشخصى براى اين شعبه فراهم است . بنابراين ، پر كردن اين شكاف صد ساله براى جلا دادن به تاريخ رشيدى ، در هر صورت ضرورى است ، و براى اين منظور بايد به دو بخشى كه در دو سوى مرز خان چغتايى - يكى در غرب و ديگرى در شرق - قرار داشته نگاه اجمالى داشته باشيم ، زيرا مسائل اين سه ناحيه ، در برخى از دوره‌ها تا حدودى به هم آميخته است . به نظر مىرسد چنگيزخان در تقسيم ممالك خود ميان چهار پسرش از يك سنت باستانى مغول پيروى كرده است . معمولا پسران ارشد يك رئيس به نيابت از پدر بر اقوام يا طوايف معينى حكومت مىكردند و هنگام مرگ او ، هر يك از پسران ، بخشى از نفوسى را كه تحت مراقبت داشتند به عنوان تيول به خود اختصاص مىدادند . چنين سنتى بيشتر قبيله‌اى بود تا ارضى ، قبايلى كه بيشتر خصوصيات چادرنشينى داشتند ، گاهى اوقات سكونتگاه خود را تغيير مىدادند يا به وسيله دشمنان از آنجا رانده شده از ناحيه‌اى به ناحيه ديگر مهاجرت مىكردند . در حقيقت به نظر مىرسد كه اين حركت‌ها كثير الوقوع نبوده و در موقعيت بخش اصلى جمعيت نيز تغيير اساسى نمىداده است . بنابراين بسيار مناسب و به مراتب قابل فهم‌تر خواهد بود كه گفته شود تقسيم ممالك چنگيزى ، تا حد امكان ، بر اساس شرايط اقليمى بوده است . جوجى يا توشى ، بزرگترين پسر چنگيز ، چند ماه قبل از پدر وفات يافت « 1 » و بنابراين هرگز در نواحىاى كه حكومت داشت ، به مقام خاقانى « 2 » نرسيد ؛ اما سرزمين‌هاى مذكور ،

--> ( 1 ) . ( 624 ه . ق ) . ( مص ) . ( 2 ) . از آنجا كه در تاريخ رشيدى به كلمه خاقان بسيار برمىخوريم ، شايد بتوان گفت كه تفاوت ميان آن و شكل ساده خان در اختلاف درجه بوده است . خاقان شكلى از قاآن بوده كه در اصل لقب مخصوص پادشاه عالى مقام مغول محسوب مىشده ، در حالى كه شاهزادگان چغتايى مطيع او ، و ديگر سلسله‌هاى چنگيزى ، فقط خان ناميده مىشدند . پس از مدتى اين لقب عالى رو به انحطاط رفت و در زمرهء القاب متعدد پادشاهى استعمال شد ، چنان كه در جريان تاريخ رشيدى خواهيم ديده ماركوپولو همه جا كلمه خان را به كار برده و اين