ميرزا محمد حيدر دوغلات

625

تاريخ رشيدى ( فارسي )

عظيم در ميان آن جاريست ( 303 ر ) كه مقدار آبش از دجلهء بغداد مىگذرد و عجب آنكه چنان آب قوى مجموع از يك دو چشمه برمىخيزد و منبعش هم در آن ولايت است و آن را چشمهء وير « 1 » گويند و اهالى آنجا بر سر آن نهر قريب سى جسر از كشتى زنجير بسته‌اند و راه گشاده . هفت جسر از آن جمله در شهر سرىنگر كه مركز ولايت و محل حكام است و اين آب بعد از آنكه از حد كشمير مىگذرد آن را به حسب مواضع آب دندانه و آب جمله 881 مىخوانند و در بالاى مولتان مىگذرد و متصل مىشود و بعد از آن آب سياه « 2 » به ايشان مىرسد و مجموع به قرب « 3 » اوچه به سند مىپيوندد و همه را آب سند گويند و در دامن زمين به درياى عمان مىريزد . 882 و از دقايق حكمت الهى آنكه معمار وضع وَ أَلْقَيْنا فِيها رَواسِيَ وَ أَنْبَتْنا [ فِيها ] « 4 » مِنْ كُلِّ زَوْجٍ بَهِيجٍ 883 سورى از راسيات 884 جبال ، پيرامن آن عرصه صحيح الحال كشيده كه اهالى آن سرزمين « 5 » به آن سور از شيون تعرض اعادى ايمن‌اند ، بىكلفت مرمت انديشه كه به مرور زمان و آسيب باد و باران يابد . 885 چه معظم راه‌هاى آن ولايت سه طريق است : يكى به صوب خراسان و آن راهى است بغايت دشوار چنانچه نقل احمال و اثقال از آن طريق بر پشت دواب ميسر نمىشود و مردم آنجا كه به آن كار معدود شده‌اند ، آن را بر دوش گرفته به چند روز به جايى مىرسانند كه بر چهارپاى بار توان كرد ؛ و راهى كه به صوب هندوستان دارد بر همين منوال است ؛ و طريقى كه به صوب تبت واقع شده از ان دو راه آسان‌تر است ، اما چند روزه راه علف بسيار است كه طبيعت زهر دارد « 6 » و سواران را از آن ، عبور دشوار است كه چهارپايان تلف مىشوند . « 7 » 886 در ذكر اسلام كشمير و سلاطين مسلمان كه در كشمير گذشته‌اند بر سبيل اجمال در اسلام كشمير قريب العهد است . همه هندو بوده‌اند ، دين براهمه داشته‌اند ، سلطان

--> ( 1 ) . نگ : + [ ويرنگ ] . ( 2 ) . نگ : سياب . ( 3 ) . نگ : + [ شهر ] . ( 4 ) . نب : - فيها . ( 5 ) . نگ : عمان مىريزد اين ولايت در حفاظ ديوارى طبيعى از كوه‌هاست كه در تمام جهات آن احاطه كرده و اهالى آن سرزمين . ( 6 ) . نگ : روزه راه چيزى جز علف سمى پيدا نمىشود . ( 7 ) . نگ : + فصل صدم .