ميرزا محمد حيدر دوغلات
605
تاريخ رشيدى ( فارسي )
چنپه « 1 » كه عبارت از صحرانشين باشد ، روزگار ايشان بدين منوال است كه زمستان به طرف مغرب و جنوب كوه مذكور فرو مىآيند كه هندوستان باشد . متاع خطاى نمك و تنهكار 798 و ماهفرفين « 2 » 799 و قطاس « 3 » 800 و طلى 801 و شال 802 كه متاع تبت است مىآرند و با هندوستان و كوه هندوستان سودا 803 مىكنند و از هندوستان متاع هندوستان از رخوت و حلويات و برنج و گندم بر گوسفندان بار كرده بهار را با تبت مىروند ، چرا خوار كرده آهسته و پيوسته زمستان را به خطاى مىرسند و آنچه متاع تبت باشد كه به خطاى به كار آيد در بهار به دست آورده در خطاى زمستان گذرانيده متاع هندى تبتى را در خطا [ گرد ] « 4 » كرده باز متاع خطاى را به تبت در بهار مىآرند و زمستان ديگر را باز به هند مىآيند . بارى كه به گوسفند در خطاى بار مىكنند ( 292 ر ) در هندوستان مىگيرند و آنچه در هندوستان بار مىكنند در خطاى مىگيرند و يك زمستان در هندوستان و يك زمستان در خطاى مىباشند . 804 بر كل تمام چنپه به اين وضع مىگردند و چنپه باشد كه ده هزار گوسفند بارداشته باشد و در هر گوسفند دوازده منى حساب توان كرد كه چه مقدار مىشود و آن مقدار بار را در سالى يك بار ، بار مىكنند در هندوستان يا در خطاى . ديگر در همه اوقات اين همه اثقال و احمال هرجا روند همراه است بىآنكه ايشان را تعبى و مشقتى باشد و اين وضع در هيچ خلقى استماع نيفتاده بلكه در بعضى بعيد التصديق است . و اين چنپه خلق كثير است چنان كه يك قبيله ايشان كه آن را دولپه 805 مىگويند زياده از پنجاههزار خانه باشد و مثل اين قبيله بسيار است كه بنده از معتبران ايشان پرسيدم ، در عددى حصر نتوانستند كرد ، اللّه اعلم و العهدة عليهم . امّا دهنشين كه ايشان را يولپه مىگويند مشتمل بر ولايات است چنان كه بالتى يكى از ولايت تبت است و آن مشتمل بر چند ولايت ديگر مثل پوريك و خاپوله و اشگار و اسكاردو و ارقس و هر كدام از اين مشتمل بر قلاع و رباع و قريات است و آنچه از ولايت تبت كه بنده آن را ديدهام ، اكثر آن را به زور و شطط گرفته يا به جزيه صلح كرده بعضى از
--> ( 1 ) . نگ : چمپه . ( 2 ) . نگ : زدوارى . ( 3 ) . نگ : قوتاس [ نره گاو تبت ] . ( 4 ) . نب : - گرد .