ميرزا محمد حيدر دوغلات

592

تاريخ رشيدى ( فارسي )

چگونه كه بود به سهولت انجاميد . ديگر خانزاده بيگم كه خواهر بابر پادشاه بود ، كه سابقا نام او همه جا در محلش مذكور شده است در كابل او را مرضى عارض شده است ( 284 پ ) و مكتوبى به ايشان نوشته و مرا فرموده كه از ايشان استفسار علاج مرض كند . و آن مكتوب را بىوقوفى نوشته بوده است و من آن مكتوب را به آن نوع كه مناسب بود نوشتم و پيش ايشان بردم . ايشان فرمودند مىخواهيم كه شما را محرم راز گردانيم . بنده برخاستم و تواضع كردم . فرمودند كه آن خط كه بيگم فرستادند آن را به من دهيد ، و حال آنكه همان لحظه در جاى خلوتى نوشته بودم و هيچكس از آن واقف نبود . « 1 » از آنچه 763 بنده از ايشان ديده‌ام به اين سه چهار نقل جهت اختصار را اقتصار كرده شد ، و از آنچه از مردم استماع افتاده جهت اختصار ثبت نيفتاد . در وقتى كه بنده به طرف كشمير متوجه شدم كه عنقريب گفته خواهد شد ، سطرى چند براى بنده قلمى فرموده بودند و اميد مىدارم كه در دنيا و آخرت ، آن خط ، خط آزادى بنده باشد از آنچه بنده گرفتار آن است . و ختم تذكره مبارك ايشان را به نقل آن خط ميمون كرده شد ، تيمنا و تبركا ، حق سبحانه و تعالى ، سايه بركات قدسى صفات ايشان را سال‌هاى بسيار بر سر فقراى مخلصين ممدود دارد ، به حق ربّ العباد و بمحمد و آله الامجاد ، و آن مكتوب اين است . ( 285 ر ) بسم اللّه الرحمن الرحيم عرضه مىدارم كه بنده عاصى بسيار جريمه را دعوى درويشى نيست و اگر كسى درويش باشد دعوى درويشى مناحى درويش است ؛ چرا كه سالك طريق را اين معنى نمىباشد و كسى كه خواهد كه قدم در راه درويشى بنهد آن را شروط است كه البته سالك را آن شروط به جاى مىبايد آورد . اولا چون درويش سالك راه آخرت است مقرر

--> ( 1 ) . گ : + بنده شاهد بسيارى از معجزات او بوده‌ام . فصل هشتاد و ششم .