ميرزا محمد حيدر دوغلات

590

تاريخ رشيدى ( فارسي )

چون اين امر را موافق مزاج خود يافته است فى الحال مريد شده ، مع هذا مولانا محمد پرغرى كه مرد ملا بود اما در غايت خباثت و آنچه مقصود وى بود در آن سعى مىنمود ، هرچند كه امر باطل باشد و آن شيخ به ملا محمد التجا برده و به مقاصد مولانا متقبل شده است ، 758 مولانا نيز بر داعيه پادشاه ساعى شد و در اين خوش آمد طبع پادشاه نيز بود . بنده بعد از اين واقعه به مدتى به ملازمت پادشاه رسيدم كه عنقريب مشروح خواهد شد . آنچه پادشاه از پير خود يعنى شيخ پول تقرير مىفرمود ، به غير تسخير و دعوت ، بنده چيزى ديگر نفهميدم . 759 العلم عند اللّه ، چون ارادت پادشاه به شيخ پول محقق شد ، مولانا محمد و پادشاه و توابع ايشان در صورت ملازمت ، در التفات خواجه نورا كه ارادت موروثى ايشان بود ، اهمال و تهاون ( 283 پ ) مىورزيدند ، اين معنى موجب تنفير باطن انور ايشان مىشد . سابقا وقتى كه از لاهور مىگذشتند كامران ميرزا استدعاى آن نموده بودند كه ايشان در لاهور توطن اختيار فرمايند . وعده فرموده بودند كه به وقت مراجعت چنين خواهد شد . به مقتضاى وعدهء ايشان از آگره متوجه لاهور شدند . همايون پادشاه و توابع ايشان درخواست بسيار نمودند اما راضى نشدند و لاهور آمدند در سنه ثلاث و اربعين و تسعمايه . 760 بنده قبل از اين به لاهور آمده بودم ، به سعادت پابوس ايشان مشرف شدم . در آن ايام به كرات از لفظ درربار ايشان شنودم كه مىفرمودند كه در واقعه چنان ديدم كه دريايى پيدا شد ، و آنچه بعد از ما در آگره هندوستان مانده بودند به تمام برده و ما به صد تشويش خلاصى يافتيم و بعد از اين به مدت سه سال همچنان شد كه فرموده بودند ، كه عنقريب مشروح خواهد شد . 761 و بعد از ويرانى هندوستان ايشان به سلامت ، به راه كاشغر متوجه ماوراء النهر شدند . « 1 » حق سبحانه و تعالى ، ظل عاطفت ايشان را سال‌هاى بسيار بر ضعفاى مخلصين و بر فرق طالبان ممدود داراد ، به حق محمد و آله الامجاد . « 2 » من خوارق عاداته : « 3 » بنده در مجلسى حاضر بودم كه مولانا محمد پرغرى از آگره در

--> ( 1 ) . نگ : + فصل هشتاد و پنجم . ( 2 ) . نگ : - به حق محمد و آله الامجاد . ( 3 ) . نگ : معجزات خواجه نورا .