ميرزا محمد حيدر دوغلات

575

تاريخ رشيدى ( فارسي )

راست و سنت را به دست چپ نهاده پيش پادشاهان به جهت كفايت مسلمانان رود ، سخن گويند مىبايد كه اين را از پيش حضرت حق سبحانه و تعالى ، دولت و نعمت داد و در اين هيچى ناموسى نيست و ناموس آن است كه شريعت پيش رود و رونق گيرد . بىناموسى در دنيا و آخرت آن است كه پادشاهان شريعت مصطفى را خوار دارند و شريعت پيش نرود . نقل است كه در اين نزديكىها شخصى كمر خدمت فقرا و مسلمين بسته و در مجلس پادشاهان به جهت كفايت مهمات ايشان سخن مىكرده است و آن سخنان قبول پادشاه نمىافتاده است . روزى از مديران و معتقدان آن شخص گفتند كه چندين پيش پادشاه سخنان و مهمات مردم عرض مىكنيد و مسموع و قبول نمىافتد ، خود را چرا بىآبرو مىسازيد ؟ آن عزيز در جواب مريد گفته كه اى بىعقل ، آبرو در آن است كه شريعت مصطفى پيش رود و سعى من اين است و الّا من به اين آبرو آسيان گردان نخواهم كرد . و ببايد دانست كه درويش راه آخرت را غفلت بر او جايز نيست ، خواه در خلا و خواه در ملا و خواه در خوردن و آشاميدن و خواه در خفتن و برخاستن به شرط وضو ، و خواه در رفتن و آمدن و خريدن ( 275 ر ) و فرو رفتن در جميع احوال ، ذكر اللّه الّا در وقت قضا حاجت كه آنجا ذكر حق و مشغول به آنچه فرموده‌اند نمىتوان كرد زيرا كه در آن‌وقت بسيار بىادبى است مگر آنكه ذكر لازم دل شده باشد ، در اين حين شخص را اختيارى نيست زيرا كه اگر او خواهد و نخواهد از او صادر مىشود اما بايد كه شخص در چنان وقت و محل قصد مشغولى نكند . و خدمت مولانا جلال الدين رومى - قدّس اللّه سرّه العزيز - فرموده است كه مردم مىگويند كه در خلاجا 748 و به وقت استنجا 749 نام خدا نمىبايد برد . سلطان بر اسب سوار است ، اسب بيچاره چه كند و بالجمله بنده بايد كه به يقين داند كه همه عيش‌ها و نعمت‌ها و لذت‌ها در پيش آن لذت كه از ياد كردن حق سبحانه ، و در مداومت ذكر او حاصل مىشود همه هيچ است و از همين جاست كه مخدومى و مقتداى گرامى ، مخدومنا و مولانا ، نور الملّة و الدّين عبد الرحمن جامى - قدّس اللّه روحه - فرمودند :