ميرزا محمد حيدر دوغلات

565

تاريخ رشيدى ( فارسي )

آنكس كه بيافت دولتى يافت عظيم * آنكس كه نيافت ، داغِ نايافت بس است چون از ايشان نتوانستم كه باشم بارى از مذكران ايشان باشم ، سبحان اللّه ، سبحان اللّه ، غلط گفتم . بيت : چو اويى سزد معرف او * اين زمان در جهان چو اوى كجا اين زمان ، اين دولت نيز فراخور آن نيست ، چنين كه اسامى اين برگزيدگان را مىنويسم ( 268 پ ) و به زبان نمىبرم و نكوشم . رباعى : جانا كه وصال تو به من مطلوبست * ور آن نبود و خيال تو مرغوبست گر دولت وصل تو به جانم نرسيد * نامت به زبان رسيده اين هم خوبست ديگر آنكه چون دفاتر اوراق ايام در نور ديده گردد ، احوال گذشته از صحايف خواطر محو شود از نام سلاطين و خواقين جز در جزوى چند نشان نماند ، آنجا معلوم گردد كه فلان خان و خاقان در سلسلهء بزرگان داخل شده بوده است ، لاشك موجب قبول قلوب گردد و اين قبول ، اميد است كه سبب مغفرت شود ، ان شاء الله تعالى . ديگر آنكه امروز در كتم عدم متوارىاند ، چون نظر ايشان بر احوال سلف‌شان افتد ، باشد كه اقتدا كنند و به دولت ارادت بزرگى از اين برگزيدگان كه تا قيام قيامت باشند و خواهند بود اقبال نمايند ، و از آن اقبال‌شان ثواب بر مقتدى و مقتدا و مقتداى مقتدا حاصل شود و محرر را نيز اميد است كه بهره رسد ، آمين يا رب العالمين . « 1 » گفتار 733 در ذكر نسب و احوال حضرت خواجه خاوند محمود هرجا كه در اين كتب ، حضرت مخدومى نورا مذكور شده ، مطلقا مقصود ، ايشانند - طوّل اللّه تعالى عمره « 2 » - نام ايشان شهاب الدين محمود است ، من التّعظيم و الاحترام ، به خواجه خاوند محمود مشهورند . 734 حضرت ايشان - قدّس اللّه روحه العزيز - بر سبيل

--> ( 1 ) . نگ : - بيت بى تو در سينه نفس . . . العالمين . ( 2 ) . نگ : - طوّل اللّه تعالى عمره .