ميرزا محمد حيدر دوغلات

559

تاريخ رشيدى ( فارسي )

من وجهى از لادگى 728 آن را مىكرد و ميرزا على طغاى به عرض مىرسانيد كه به عرض رسانيده بودم كه ايمن خواجه سلطان امسال فلان كار را خواهد كرد ، اينك آن نشانه راست آمد . از آن فرصت كه خان به سر اندجان رفت تا آخر كه مدت شش سال باشد اين رنگ امور به كرات و مرات واقع شد تا آنكه خان را از بس كه اين امور راست مىآمد تغيير تمام دست داد و چندانكه [ به ] « 1 » ايمن خواجه سلطان عمّم ، و بنده در آن كار تخطيه مىكرديم كه چرا چنين كردى ، جواب شافى نمىگفت و اهمال مىكرد ، و جهت آن پيش ما معلوم نبود . در آخر معلوم شد كه اين پرداخته ميرزا على طغاى بوده است . چون ميرزا على طغاى در مزاج خان تغيير فاحش دريافت به عرض رسانيد « 2 » كه چون بودن ايمن خواجه سلطان در آقسو موجب فتنه مىشود ، بهتر آنكه رشيد سلطان به جاى او باشد و او را طرف بدخشان ولايتى بايد داد ، اين امر مناسب دولت است . اما بنده از ميرزايان مىانديشيدم كه از من رنجه شوند ، اگر ايشان راضى شوند به دولت خان انسب است اما مشكل كه به ميرزايان توان گفت و مراد از ميرزايان عمّم و بنده است . خان با بنده اين معنى را گفت : بنده گفتم ايمن خواجه سلطان را با بندگان حضرت چه رجحان است كه تغيير وى لايق دولت باشد و بنده راضى نباشم ، چه ذات وى در مراتب با بندگان حضرت مساوى است . اگر بنت عمّم در خانه اوست و فرزندان دارد بنت خالم در حرم شماست و اين امور از همه روى مطلق مساوى محض است . اما از همه ارجح آن است كه مدت بيست و سه سال است كه بنده در ملازمت مىباشم . به انواع عاطفت پدرانه ( 265 پ ) و اقسام ملاطفت برادرانه ، بين الاقران مستفيد بوده‌ام پس چگونه مهم سلطان را با مهم خانى مقابله فرمايم ؟ حاشا و كلا آنچه مناسب دولت باشد به تقديم رسانيده آيد . و بعد از آن خان به عمّم هم اين سخن در ميان آورد . عمّم فرمود 729 كه به راى انور

--> ( 1 ) . نب : - به . ( 2 ) . نب : - به عرض رسانيد .