ميرزا محمد حيدر دوغلات

551

تاريخ رشيدى ( فارسي )

بيت : 700 نكويى با بدان كردن چنانست * كه بد كردن به جاى نيك مردان الهى استغفار مىنمايم و پناه با تو مىگيرم از آنكه در امرى مصلحت دنيوى را منظور داشته ، اگر فى نفس الامر آن نصر مىبود ، كار آخرت و حق را فرو گذاشت كنم و توفيق آن مىطلبم كه آنچه رضاى تو در آن نباشد به كردن آنم موفق نگردان و مرا با من ممان و در اعمالم به جاى باطل ، حق را بمان و از معونت و يارى ظالم و شر ايشان مرا مصون دار و به تقويت و اعانت مسلمين توفيق بخش و به دوستى و دوستدارى صالحينم موفق گردان « توفّنى مسلما و الحقنى بالصّالحين و خلّصنى من شرور الظّالمين و نبّهنى عن نومة الغافلين برحمتك يا ارحم الراحمين . » 701 رفتن رشيد سلطان و بنده به غزات بلور چون واقعه شاه محمد سلطان دست داد ، از اين جهت بين الاقربا ، نقارها پيدا شد . زمستان آن سال خان ، رشيد سلطان و بنده را به غزات بلور حكم فرمود . ما نيز چندى بر كران بود از اقربا انتهاز داشتيم ، به مسارعت عازم غزات شديم . بلور كافرستانى است و اكثر اهالى آن اهل جبل‌اند . در هيچ يك ايشان ( 261 ر ) دينى و مذهبى روا نباشد و از هيچ چيز مجتنب و محترز نيست . آنچه را نيك بدانند و خوش آيد آن مىكنند و بلورستان را حد شرقى با ولايت كاشغر و ياركند و شمال او با بدخشان و غرب او به كابل و لمغان و جنوب او سواد كشمير است . 702 اين ما بين و گرداگرد وى چهار ماهه راه است . تمام آن كوه و دره و تنگيست كه از روى مبالغه توان گفت كه در تمام بلورستان يك فرسخ زمين هموار يافت نمىشود و خلق كثير است و هيچ دهى با دهى مصالحت ندارد و هميشه در ميان ايشان مكاوحت قايم و مقاتلت دايم است . اكثر جنگ ايشان بر اين منوال است كه ضعفاى ايشان به عمارت و زراعت مشغولند و مردان ايشان به جنگ . چون در خانه‌هاى ايشان زنان ايشان طعام مهيا ساختند زنان در