ميرزا محمد حيدر دوغلات

542

تاريخ رشيدى ( فارسي )

سلطان همراه بودم . چون خان از كاشغر به كوچ آمد به مردم ملحق شد ، بنده را رخصت كاشغر فرمود كه رفته عمه بزرگواره سلطان ( 256 ر ) نگار خانيم را به مغولستان برآرم تا واسطه صلح با طاهر خان باشد . بنده به ياركند رفتم و همراه خانيم به مغولستان مراجعت كرده شد . خان در آقساى 680 بود . قبل از وصول بنده خبر يافتند كه قرغيز را اوزبك منهزم ساخته است . 681 مصلحت چنان ديدند كه قرغيز را رفته به دست آرند . بنابر آن از آقساى سوار شده است . چون به يك منزلى رفته‌اند ، رشيد سلطان را مرضى عايد شده . بندگى حضرت خواجه 682 آنجا بودند و براى سير رفته بودند . چون قدم حضرتشان و دم مسيحا اثر ايشان رسيد آن مرض به سه روز به صحّت مبدل شده است . بنده خانيم را به مردم رسانيده خود به ايلغار متوجه لشكر شدم . همان روز كه خان از آن منزل 683 روان شدند بنده رسيدم ، به ركاب بوسى حضرت خواجه نورا به ملازمت مشرف شدم . حضرت خواجه با عزّ و اقبال مراجعت نمودند و خان رفت . چهل روزه راه را در دوازده روز رفته شد . تفصيل مجمل آنكه به آق قوماس رسيدند خان پنج هزار كس با بنده همراه كرد و بنده را مصحوب رشيد سلطان ساخته و به قرغيز روان ساختند . قرغيز در اريش لار 684 بوده است . آنجا رسيده شد ، يورت و منازل قرغيز ايستاده چنان معلوم شد كه از اينجا گريخته كوچ كرده‌اند . بعضى از اسباب و پرتال 685 را برتاويده‌اند گمان شد كه مگر خبر يافته باشند . چون پيشتر رفته شد مردهء چند و اسب بسيار كه تير خورده و مرده و شكسته تير بسيار بود . تفحص نمودند نيم مرده يافته شد ، از وى معلوم شد كه باباجاق سلطان از كوسن آمده بود و قرغيز را تاخته قبل از آمدن ما به سه روز جنگى عظيم واقع شده بود شكست بر جانب باباجاق سلطان افتاده است . قرغيز كوچ خود را به طرف اوزبك فرستاده و خود متعاقب باباجاق سلطان رفته است . چون پيشتر رفتند قريب به صد هزار گوسفند قرغيز را يافته آوردند . چون قرغيز به اوزبك ملحق شد زياده ( 256 پ ) از اين تعرضى نرسانيديم و برگشتيم به ملازمت خان