ميرزا محمد حيدر دوغلات

540

تاريخ رشيدى ( فارسي )

و در امثال هست كه چون مريض به شدنى باشد ، طبيب ناخوانده پيش آيد و اين امر از جمله طالع فرخنده عمّم بود . حضرت خواجه نورا 675 به مداوا گوشهء خاطر ( 255 ر ) مسيحا مآثر را گذاشتند . از اين جهت عمّم از اين سفر به كاشغر مانده بود . چون خبر فوت سيونجك خان را شنوده بود به نزد خان كس فرستاده بود . چون آن كس در قابقالار « 1 » 676 رسيد ، [ خان ] به سرعت مراجعت نموده كوچ در ايسيغ گول بود ، به كوچ رسيده تا قونغار اولانگ كوچ را آورده از قونغار اولانگ متوجه اندجان شدند . بيت : لشكر انگيخت بيش از اندازه * تيغ‌ها تيز گشت و كين تازه ناله كرده ناى رويين خم * زهرها كرده در جگرها سم لشكرى بيشتر ز مور و ملخ * گرم گشته چو آتش دوزخ از عقبه يسّى گذشتند و اوزكند رسيدند . عمّم نيز با لشكر كاشغر رسيد : همه پولاد پوش و آهن خاى * كينه كش ديو بند قلعه گشاى « 2 » قله اوزكند حصن حصين بود مستخلص گشت و از آنجا به مادو آمدند . در تمام ولايت فرغانه به محكمى مادو قلعه نيست . اين نيز به سطوت سپاه گردون پناه به اسهل وجوه مستخلص گشت . از آنجا به اوش آمدند . تمامى آن نواحى از اهالى و علما و كسبه و رعايا هر كه بود به تمام درآوردند و در حساب داشتند كه چون سيونجك خان مرده است مدتى بايد كه در ميان اوزبك اتفاق دست دهد . تا ايشان بر يك امر متفق عليه شوند ما در اندجان ضبط كارى و سامان قلعه دارى به تقديم رسانيم و خود در گوشه كوه نشينيم . چون ايشان از دفع ما در كوه عاجز آيند محاصره قلعه نيز صورت نپذيرد . اما چون خبر وصول خان را به اندجان ، اوزبك شيبان شنود هر كس هر جا كه بود بى از سابقه مطارحه به تقديم مصالحه روان شدند . هفتم روز از هر جانب « 3 » چون مور و ملخ پيدا شدند . فرصت سامان كارى و انتظام قلعه دارى نشد . بناچار تمام مردم را كوچانيده مراجعت نمودند و در آن لشكر بيست و پنج هزار كس قياس كردند ، اما لشكر اوزبك زياده از صد هزار كس بود .

--> ( 1 ) . نگ : قابيلقا قلا . ( 2 ) . نگ : - بيت لشكر انگيخت . . . قلعه گشاى . ( 3 ) . نگ : - هفتم روز از هر جانب .