ميرزا محمد حيدر دوغلات

528

تاريخ رشيدى ( فارسي )

اقتدار او مساعى جميله به ظهور رسانيد ، « 1 » ( 249 ر ) آخر الامر بدخواهان ممكّن و نيك‌خواهان ممتحن گشتند . بيت : بر نام دشمنان زده قرعهء قبول * بر حرف دوستان قلم رد كشيده « 2 » و بالجمله در شهور سنه ثمان و عشرين و تسعمايه 643 رشيد سلطان را به انواع عواطف خانى و به الوان امور جهانبانى مستظهر گردانيد . ميرزا على طغاى را به وجه اولوس بيگى منصوب گردانيد و محمد قرغيز را از بند برآورده منصوب منصب امارت قرغيز گردانيد و از هر طايفه در طوايف مغول مردم كارى و امراى اعتبارى و بهادران رستم و ثارى برگزيد . بيت : سپاهى فزون از حساب و شمار * همه تيغ داران خنجر گذار « 3 » طنطنهء اسباب خان و دبدبه اساس سلطانى را از توغ و نقاره و ضرابخانه و بيوتات و آنچه ميسر بود مهيا ساختند و امرا و اهل جيش را جشن دادند و عيش كردند و همه را به صنوف اصطناع مسرور و سرافراز ساخته به مواعظ و نصايح كه جهانبانى را بانى و جهاندارى را تواند بود 644 فرمود . نظم : طلب هيچ جز نام نيكو مكن * كه اين نيك نامى نگردد كهن بر آن باش تا هر چه نيت كنى * نظر در صلاح رعيت كنى تو را اين سخن‌ها ز من ياد باد * به نيروى دولت دلت شاد باد « 4 » بعد از تقديم موعظ و تبليغ نصايح كه در گوش سلطانى جاى نگرفته بوده است ، ع : پيش رندان جهان وعظ و نصيحت باد است ، همه را رخصت عزيمت به كوچ ارزانى داشتند . وقتى كه رشيد سلطان را روان مىكردند ، خان با بنده فرمود كه تو او را لباس كن ،

--> ( 1 ) . نگ : + آخر الامر امور لشكر به وى سپرده شد . ( 2 ) . نگ : - آخر الامر . . . كشيده . ( 3 ) . نگ : - بيت سپاهى . . . گذار . ( 4 ) . نگ : - نظم طلب . . . شادباد .